تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
در آيه‌اى كه اينك درصدد تفسير آن هستيم ، خداوند حكيم ميان حقّ و باطل مقايسه كرده و براى اين هم دو مثال زده است : اوّل مقايسهء ميان آبى كه در زمين مىماند و براى مردم بركت و زندگى مىآورد و كفى كه بالا مىرود و چرخ‌زنان بر روى آب پرباد مىشود و آن‌گاه سيل آن را پرتاب مىكند و با باد از بين مىرود . حق ، همچون آب سودمند است و باطل همانند كفى كه باد آن را از بين مىبرد و اين ، همان چيزى است كه مراد خداوند در اين سخن است :
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً .
مراد از « اودية » ، هر رودخانه‌اى است كه به اندازهء پهنا و تنگى و ژرفاى خود ، آب باران را در خودش جاى مىدهد و مازاد اين آب بر روى زمين پخش مىشود . امّا مثالى را كه خداى سبحان براى مقايسهء ميان حق و باطل بيان كرده ، عبارت است از مقايسهء ميان فلزهايى كه در آب ذوب مىشوند و از آنها زيورهايى چون طلا و نقره ، يا ظرف و يا ابزارى همانند آهن ، سرب و مس ساخته مىشود و كفى كه از فلز آب شده بالا مىآيد و به‌طور كامل از بين مىرود ، مانند كف روى سيل . حق همانند فلز سودمند - از هرنوع كه باشد است و باطل بسان كف آلوده‌اى است كه در هنگام ذوب شدن فلز در آتش ، از آن بالا مىرود و اين ، معناى سخن خداوند است :
وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ .
معناى « ممّا يوقدون » آن است كه برخى از معادن در آتش ذوب مىشود ، تا از آنها زيور ، يا ظرف و يا ابزار ساخته شود . همچنين معناى اين سخن خدا : « زبد مثله » ، آن است كه براى فلز كفى است كه هيچ فايده‌اى بر آن مترتّب نمىباشد ؛ مانند كفى كه سيل آن را بر روى خود برمىدارد .
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ ؛
يعنى خداوند در بيان ، حق را به صورت آب و فلزات سودمند ، و باطل را به صورت كفى كه هيچ سودى دربر ندارد به تصوير مىكشد .
فَأَمَّا الزَّبَدُ ؛
يعنى چيزى كه سيل آن را برمىدارد و يا روى فلزات ذوب شده بالا مىرود .
فَيَذْهَبُ جُفاءً ؛
يعنى بىفايده از بين مىرود .
وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ