از دست مىدهند ، چنانكه هرگاه بر آتش عرضه شوند .
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ ؛
هركس براى چيزى كار كند كه وجود نداشته باشد و يا سهلانگارى كند و براى چيزى كه به كيان و سرنوشت او ارتباط دارد كار نكند ، از جملهء گمراهان و زيانكاران خواهد بود و اين ، حالت كسى است كه براى دنيا كار مىكند نه براى آخرت ، خواه آخرت را تكذيب كند و خواه آن را تصديق كند ، ولى برايش كارى انجام ندهد .
وَ إِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ .
خطاب در « نرينك » و « نتوفينك » متوجه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است و ضمير « نعدهم » و « مرجعهم » براى كسانى است كه نبوّت او را تكذيب كردند . معناى آيه اين است : خداوند ، تكذيبكنندگان را بر اثر اين گناه ، به ذلّت و خوارى تهديد كرد و وعده داد و اين خوارى و زبونى بناچار در زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و يا پس از وفات او به سراغ آنها خواهد آمد و امّا در ساير حالتها ، سرنوشت آنان در دست خداست كه ايشان را گرفتار عذاب بزرگتر خواهد كرد .
ثُمَّ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلى ما يَفْعَلُونَ ؛
يعنى خداوند از تمام كردارهاى آنان آگاه است و چيزى از ديد او پنهان نيست و به زودى آنها را به سبب همين كردارها ، آنگونه كه استحقاق دارند مجازات مىكند .
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ ؛
هرامّتى را پيامبرى است كه به آنها مژده و بيم مىدهد و پس از بيم دادن و دليل آوردن ، بازپرسى و مجازات است ؛ زيرا بدون بيان ، مجازاتى نخواهد بود .
فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ ؛
يعنى هرگاه پيامبرشان بيايد و آن مقدار از دستورهاى دينى را كه شناختشان واجب است به آنها برساند و عذر و بهانهاى براى بهانهگر باقى نمانده
قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ
در اين صورت ، براى كسانى كه فرمان خدا و پيامبر را اجابت كردهاند ، حكم رستگارى و پاداش و عليه كسانى كه روى برتافته و دورى كردهاند ، حكم خوارى و مجازات صادر مىشود .
وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ .
بنابراين ، از پاداش كسى كه خدا را اطاعت كرده ، كاسته نمىشود ، بلكه گاهى افزوده هم مىشود