السنة : به معناى سال و نيز به معناى قحطى به كار مىرود . گفته مىشود : « أسنت القوم » ؛ يعنى دچار قحطى شدند و در آيه همين معنا مراد است .
التطير : فال بد زدن و مقصود از « طائرهم » نصيبى است كه برايشان مقدر شده بود .
اعراب
« يَطَّيَّرُوا »
در اصل « يتطيروا » بوده و « تاء » به « طاء » قلب و در آن ادغام شده است .
ضمير « به » به
« مَهْما »
مىگردد .
« بِمُؤْمِنِينَ »
، « باء » زايد و « مؤمنين » خبر براى
« نَحْنُ »
.
« آياتٍ »
حال از چيزهايى است كه در آيه ذكر شده [ ؛ از قبيل الطوفان و الجراد و . . . ] .
تفسير
وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ .
مصر سرزمينى بود حاصلخيز و پر از نعمت و فرعون به حاصلخيزى آن مباهات مىكرد ؛ زيرا مىگفت : « و اين جويبارهاست كه از زير پايم روان است » . متنبى شاعر معروف عرب دربارهء روباهان مصر چنين گفته است : « فقد بشمن ، ما تفنى العناقيد ؛ هرآينه روباهان از پرخورى به ناراحتى افتادهاند و خوشههاى انگور هنوز تمام نشدند » .
خداوند در دوران فرعون و موسى قحطى و تنگدستى را به مصر آورد تا فرعون از گمراهىاش دست بردارد و به دعوت حق پاسخ مثبت دهد . در برخى از روايات آمده است كه هرگاه زمامداران ، ستم پيشه كنند باران بند مىآيد . خواه ميان ستم حاكم و خشكسالى ، بهطوركلى ، رابطهاى باشد و خواه نباشد ، خداوند قوم فرعون را به سبب ستمكارى آنان مجازات كرد تا شايد پيش از آنكه در ژرفاى دريا غرق شوند به خود آيند .
فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ .
آنها با اين منطق رويدادها را تفسير و تحليل مىكردند كه هرآنچه از نيكى به