نهج البلاغه مىفرمايد : او را بر نعمتهايش سپاس مىگزاريم ، همانگونه كه بر بلاهايش سپاس مىگزاريم .
« محمّد » ، « احمد » ، « محمود » ، « حامد » ، « حميد » و « حمدان » ، نامهايى است كه از حمد گرفته شده است . گاهى « حمد » به معناى چيزى مىآيد كه انسان از آن خشنود است . خدا مىگويد : « . . . باشد كه پروردگارت تو را به مقامى پسنديده برساند » . « 1 » مىگويند : خوبى بازار از سود است . « 2 » در بامدادان ، شبروان مورد ستايش قرار مىگيرند . « 3 »
واژهء « ربّ » ، هم به معناى سيّد است ؛ يعنى آنكه مقامى بلند دارد و هم به معناى مالك . در اينجا هركدام از اين دو معنا اراده شود درست است ؛ ولى آنچه از لفظ اين آيهء كريمه تبادر مىكند ، معناى آفريننده است .
« العالمين » ، جمع « عالم » به فتح لام مىباشد و عالم بر نوع خاصى از موجودات به كار مىرود . ازاينرو ، گفته مىشود : عالم جماد ، عالم گياهان ، عالم حيوان و عالم انسان . واژهء « عالم » براى مفرد به كار نمىرود ؛ زيرا اسم جمع است . مراد از « عالمين » در اينجا ، ماسوى اللّه است . بنابراين ، تمام موجودات را دربرمىگيرد . گاهى بر تمام اصناف مردم به كار مىرود ؛ نظير آيهء
« . . . هُدىً لِلْعالَمِينَ » .
« 4 » اگر جمع « عالمين » ، در حالت جرّ و نصب با « ياء » درست باشد ، جمع آن در حالت رفع با « واو » نيز درست خواهد بود و براين اساس گفته مىشود : « عالمون » . ابو حيّان اندلسى در تفسير البحر المحيط گفته است : جمع « عالمون » با « واو » شاذّ است .
« رَبِّ الْعالَمِينَ »
؛ آفرينندهء هرچيز و تدبير كنندهء آن . لفظ « ربّ » بدل كل است از لفظ جلاله و بر علّت حمد دلالت مىكند ؛ يعنى سپاس مىگزاريم خداى را ؛ زيرا او پروردگار جهانيان است .
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 79 .
( 2 ) . حمد السوق من ربح . . . .
( 3 ) . عند الصباح يحمد القوم السري [ اين ضرب المثل را وقتى به كار مىبرند كه پس از دشوارى اميد آسانى باشد ] .
( 4 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 96 .