تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ
بر دلهاى تجاوزكاران اين چنين مهر مىنهيم . » / 431 تجاوزكاران دلهايشان فروبسته است و اين سنتى است از سنتهاى الهى .

موسى و فرعون نمونهء بارز

[ 75 ] به امثال اين حقيقت ، قرآن استشهاد مىكند تا دربارهء چيزهايى كه ممكن است هر روز در زندگى مردم اتفاق بيفتد ديد روشنى به ما بدهد . مانند قصهء موسى و هارون كه خدا آنها را به رسالت نزد فرعون طاغوت زمان و قومش فرستاد كه در زمين فساد مىكردند ولى چون جرم و ظلم و تجاوز عادت مستمر آنان شده بود استكبار ورزيدند و از قبول رسالت سر باز زدند .
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى وَ هارُونَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ بِآياتِنا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ
و پس از آنها موسى و هارون را همراه آياتمان بر فرعون و مهتران قومش مبعوث كرديم و آنان سركشى كردند و مردمى تبهكار بودند . » [ 76 ] چگونه استكبار مىورزيدند ؟ آيا به حقيقت اعتراف مىكنند يعنى خود اعتراف مىكردند كه ستمشان به مردم سبب استكبار و ضلالتشان بوده است ؟ هرگز . . . اين گروه با توجيهات باطل ، خود را بر حق مىدانستند . چنان كه در هر عصرى چنين مردمى بوده‌اند .
فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِينٌ
و چون سخن حق ما را شنيدند گفتند كه اين جادويى آشكار است . » اينان نمىخواستند تسليم حق شوند و حال آن كه اين حق از جانب پروردگارشان بر آنان آمده بود . حق را به جادو نسبت كردند و مردم ساده‌دل ميان سحر و رسالت تميز نمىنهادند . زيرا هر دو كارهايى بود بر خلاف عادت . از اين رو امر بر آنان مشتبه شده بود و اين سبب گمراهى بسيارى از مردم شد . / 432 در چنين حالتى مردم بايد خود را به سلاح بينش مسلح سازند تا بتوانند