مسأله 1983 - اگر در شهر كسى كه مىخواهد زكات بدهد مستحقى نباشد و نتواند زكات را به مصرف ديگرى هم كه براى آن معيّن شده برساند ، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعداً مستحق پيدا كند بايد زكات را به شهر ديگر ببرد و به مصرف زكات برساند ، و مىتواند مخارج بردن به آن شهر را از زكات بردارد « 1 » و اگر زكات تلف شود ضامن نيست .
مسأله 1984 - اگر در شهر خودش مستحق پيدا شود ، مىتواند زكات را به شهر ديگر ببرد . ولى مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد و اگر زكات تلف شود ضامن است ، مگر آن كه با اجازهء حاكم شرع برده باشد .
مسأله 1985 - اجرت وزن كردن و پيمانه نمودن گندم و جو و كشمش و خرمايى را كه براى زكات مىدهد با خود او است .
مسأله 1986 - كسى كه 2 مثقال و 15 نخود نقره يا بيشتر از بابت زكات بدهكار است ، بنابر احتياط واجب « 2 » بايد كمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره به يك فقير ندهد و نيز اگر غير نقره چيز ديگرى مثل گندم و جو بدهكار باشد و قيمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره برسد بنابر احتياط واجب بايد به يك فقير كمتر از آن ندهد .
مسأله 1987 - مكروه است انسان از مستحق درخواست كند كه زكاتى را كه از او گرفته به او بفروشد ، ولى اگر مستحق بخواهد چيزى را كه گرفته بفروشد بعد از آن كه به قيمت رساند ، كسى كه زكات را به او داده در خريدن آن بر ديگران مقدم است .
مسأله 1988 - اگر شك كند زكاتى را كه بر او واجب بوده داده يا نه ، بايد زكات را بدهد ، هرچند شك او براى زكات سالهاى پيش باشد .
مسأله 1989 - فقير نمىتواند زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند يا چيزى را گرانتر
هامش
( 1 ) - ظاهراً به عهده خود او است .
( 2 ) - اين احتياط و احتياط بعد واجب نيستند .