قبول مىكنم ، اگر تا نهر دوم ( بقيه كه به دست ورثه محمد على است ) را به من بدهيد .
لذا حكم اختلاف در مساحت و مرز زمين چيست ؟ ( كه اگر فرضاً لفظ مشترك باشد ) و حكم اين دعوا كه مىگويند اين تحرير ارزش شرعى ندارد چيست ؟
بعد از چندين سال وراث طرف حق فسخ را دارند يا نه ؟ در حالتى كه در تحرير نوشته شده است كه حق ندارند هركه رد كند به او لعنت گفته شده است .
بسمه تعالى ، هر يك نسبت به مقدار زمينى كه در دست دارند در ظاهر شرع مالك شناخته مىشوند و چنانچه نزاعى در بين باشد به محاكم صالحه مراجعه كنند .
[ سؤال 11321 ] 65007879
بسمه تعالى
يك قطعه زمين تقريباً سه قفيز هست كه در مدت شصت و پنج سال كه از عمر من مىگذرد از دوره زنده بودن پدر تا حال كه دو سال و نيم است كه فوت كرده در اين مدت در آن زمين ناصاف كه با بيل و كلنگ صاف كردم و كشاورزى مشغول بودم كار مىكردم تا اينكه چند سال قبل دور زمين را سيم كشى و درخت سيب و تبريزى آوردم و حال شنيدهام زمين را يك كسى كه از محل دور است ادعاى مالكيت آن را مىكرده و من خيلى كوچك بودم ديدم پدرم به آن شخص مقدارى جو داد و ديگر آن مرد را نديدم ، جويا شدم گفتند آن مرد مدتى است كه فوت كرده و من جويا شدم آيا وارثى دارد ، ولى معلوم نيست كجا است زنده است يا خير و من به يك آقايى روحانى كه رئيس كميته است شرح حال را در ميان گذاشتم ، ايشان گفتند چون صاحب آن زمين معلوم نيست ، يك سوم فروش قيمتش را به دفتر امام بدهيد و من سه سال است اين عمل را انجام مىدهم آيا حكم شرعى اين است يا خير ؟ بيان فرماييد .
بسمه تعالى ، چنانچه محرز نباشد كه زمين ملك ديگرى است تصرف شما در آن اشكال ندارد .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٠