[ سؤال 11692 ] 7498 - 3511
3 . در تحرير الوسيله ، جلد 2 ، مسأله 7 از مسائل سرقفلى چنين آمده است : « لو شرط على الموجر في ضمن العقد أن لا يوجر المحلّ من غيره ويوجره منه سنوياً بالإجارة المتعارفة في كلّ سنة فله أخذ مقدار بعنوان السرقفلية لإسقاط حقّه أو لتخلية المحلّ » آيا با اين شرط مىشود مستأجر را بعد از انقضاى مدت اجاره بدون جلب رضايت از محل كسب بيرون كرد يا به هر حال ، جلب رضايت لازم است ؛ به اعتبار شرط و قرارداد در ضمن عقد اجاره كه خود عقد لازم است ؟ به علاوه كه ظاهر امر انتقال حق السلطنة مالك است به مستأجر . مخصوصاً در مواردى كه مستأجر مبلغى را به عنوان سرقفلى به موجر داده باشد .
بسمه تعالى ، شرط مذكور الزامآور است و با رفع امر به حاكم شرع ، موجر را الزام مىكند به عمل به آن و با امتناع ، حاكم ولايت دارد كه محل را با اجاره به نرخ روز به مستأجر واگذار كند .
[ سؤال 11693 ] 2078 - 6686
4 . مستأجرى حدود بيست و پنج سال با داشتن اجارهنامه در مغازهاى نشسته و در آنجا كاسبى مىنمايد و اجارهاش را ماه به ماه پرداخت مىنمايد ؛ حال به صرف اينكه مالك مىگويد من راضى نيستم و بايد مغازه را تخليه نمايى ، آيا در اسلام حكمى يا قانونى نسبت به مستأجر بيان شده يا نه ؟
بسمه تعالى ، بعد از تمام شدن مدت اجاره ، مالك مىتواند از مستأجر مطالبهء تخليه نمايد .
[ سؤال 11694 ] 8717 - 4229
4 . چند مغازه خريدارى شده است كه به زمين مسجد اضافه شود . آيا مستأجرين براى تخليه مغازهها حق مطالبه وجهى ( بابت حق پيشه يا سرقفلى ) دارند ؟ با توجه به اينكه با مالك قبلى قراردادى در اين خصوص نداشتهاند .
بسمه تعالى ، در فرض مسأله حق سرقفلى ندارند .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٢٧