به علت عدم موجودى چكها برگشت مىشود . با اطلاع از برگشت چكها ؛ صادر كننده و چك دهنده متفقاً به فروشنده مراجعه و تقاضاى مهلت كرده كه مورد موافقت قرار مىگيرد . پس از سررسيد مهلت مقرر فروشنده متوجه مىگردد كه منظور آقايان از تقاضاى مهلت اين بوده كه به موجب قانون طاغوتى چنانچه چكى در رأس موعد ، بلا محل باشد و دارندهء چك از ظهرنويس شكايت نكند . حق او از بين رفته و بايستى از صادر كننده مطالبه وجه آن را بنمايد . خلاصه فرد مذكور با سازش و همدستى با برادرش به منظور كلاهبردارى مبادرت به اين عمل نمودهاند . و نيز صادر كنندهء دو قطعه چك نامبرده ، قبلًا از طلبكار مذكور ، يك قطعه زمين براى ساختمان منزل خريدارى و بابت قسمتى از وجه آن ، چك مدتدار به فروشنده داده است . در سر رسيد بلامحل بوده و صادر كننده به عذر اينكه دست تنگ و فعلًا بىپول مىباشم و به محض خاتمهء ساختمان منزل ، منزل را فروخته و بدهى خودم و نيز وجه دو قطعه چك برادرم را به شما انتقال داده و مىپردازم ، ولى مدتى معطل نموده و در اين اثنا منزل را به فرزند صغيرش منتقل نمود و سپس منزل مذكور را به شخص ديگرى فروخته و سند فروش به نام پسرش تنظيم و پول آن را دريافت مىكند . با توجه به همدستى برادران فوقالذكر و محرز بودن كلاهبردارى آنان ؛ استدعا دارد ؛ حكماللَّه را بيان فرماييد كه شرعاً صادر كنندهء دو قطعه چك بدهكار است يا انتقال دهندهء چكها كه در قبال آنها اشيا را خريدارى نموده است .
والسلام عليكم ورحمة اللَّه وبركاته
بسمه تعالى ، چك پول نيست و كسى كه چك را بابت بدهى به طلبكار تسليم كرده ، مبلغ بدهى را ضامن است و اگر نزاعى در بين است ، به محاكم صالحه مراجعه نماييد .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: السيد الخميني
ص١٨٧