تحريك مىنمودند ، به دادگاه مراجعه مىنمايد و اظهار مىدارد كه چون هنگام جارى نمودن عقد ، قصد انشا و معناى كلمات را نمىدانستم ، لذا عقد باطل است و خود را زن او نمىدانم و تقاضاى اعلام بطلان عقد را دارم .
آيا اين عقد را مىتوان باطل اعلام نمود ؟ او ( دختر ) بعد از تقاضاى مهر و نفقه ، يك بار هم از دادگاه مجدداً تقاضا نموده است كه چون از نظر نفقه در مضيقه هستم ، خواهش مىكنم هرچه زودتر شوهرم را براى دريافت نفقه ، به دادگاه جلب نماييد و نفقه مرا از وى دريافت و به من ( زوجه ) بدهيد ؛ و پيرو همين موضوع ، پسر مبلغ نفقهء مربوطه را به دادگاه تحويل مىدهد ( چون دختر هنوز در منزل پدرش است ) .
از محضر حضرت امام خمينى تقاضا مىشود نظر و فتواى حضرتشان را به اينجانب ابلاغ فرمايند كه حكم در مورد مسأله فوق چيست ؟ آيا عقد صحيح است ؟
و يا مىشود آن را باطل اعلام نمود ؟
ضمناً چون خانوادهء دختر هم ، آنها را زن و شوهر مىدانستند و به يكديگر محرمشان مىدانستند ، بر همين اساس قبل از بروز اختلاف ، يك روز مادر دختر يعنى همسر پدر دختر ، در حضور دخترش اقدام به بوسيدن آن پسر ( زوج آن دختر ) مىنمايد و اين هم عملى بر اساس يك عقد صحيح بوده است كه مادر دختر انجام داده بوده است و حالا بعد از چندين ماه يكباره تازه مسلمان شدهاند و همان عقد را باطل مىدانند و . . . ! به اميد پيروزى جهانى اسلام ، منتظر جواب از امام خمينى
بسمه تعالى ، در فرض سؤال ، اگر با اذن پدر عقد واقع شده يا بعد از عقد اجازه داده ، عقد صحيح است و بايد رعايت حقوق زوجيت را بنمايند و زن در صورت نشوز حق نفقه ندارد .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: السيد الخميني
ص٨٧