هرچه از اين 12 ريشه اولاد ذكور دارد حق حصه گرفتن از آب دارد ، همين كار تا حالا دارند انجام مىدهد كما اينكه بالا شرح شده ، مقرر نمودند . « اين 12 ريشهاى مدعى هستند به رضايت بين مردمان منطقه عوض و بدل از 6 ريشه كرديم ولى آنها كه افرادشان نمو و رشد نكردند مدعى هستند كه به طور غصب و جبر به 12 ريشه نمودند ، و هيچ رضايتى نگرفتند ، اگر رضايت بگيرد مىتوانند از بالغين گرفت ، اما به نسبت صغار و مجانين چطور توانستند رضايت گرفت ؟ ! »
ولى هر دو گروه شهود شرعيه و ادلهء كافيه بر صحت مدعى ايشان ندارند ، به سبب گذشت مدت زياد تقريباً 300 سال مىباشد و نمىتوانند شهود شرعيه آن زمان بياورند ، اما اين حقيقت در دفاتر حكومت پيدا مىشود ولى زمان حكومت هند و سيك نوشته شده است .
1 . در اين فرض مسأله وظيفه ايشان چه است ، و آيا مىتوانند دفاتر حكومت مراجعه كنند صورتى كه عدم وجود شهود شرعيه و عمل به آن كند ؟ افتونا مأجورين تا مردمان آن منطقه جلوگيرى كنند از ارتكاب محرمات و اكل سحت لهذا هر قدر زحمت و مشقت و تضييع وقت باشد تحمل نماييد ، ولكم الشكر الجزيل .
بسمه تعالى ، آنچه از آب و زمين از متوفى باقى بماند بايد بين ورثه على ما فى كتاب اللَّه تقسيم شود ( مثل ساير اموال متوفى ) و در ارث بردن هر يك از فرزندان ذكور و اناث سهم خود را ، فرقى بين آب و زمين نيست .
2 . مردى گنگ و اخرس يعنى نه زبان گويا و نه گوش شنوا ، جزئى اشاره متكلم به اشاره سر و دست و چشم ، مىداند و مىشنود و اسراف و تبذير در مال نمىكند و مال خود را از مال غير تميز مىدهد و در اشارات واقف و ناواقف و آشنا و غير آشنا هم فرق مىگذارد و مىفهمد و محتاج به ترجمه آشنايان و واقفان مىباشد . آيا چنان كسان و اشخاص در شماره سفيهها است يا مثل اشخاص عاقل ديگران است يا نه ؟
بسمه تعالى ، مجرد كرى و گنگى موجب حكم به سفاهت نيست و حكم عاقل را دارد .
3 . مرد گنگ اخرس نصف يا ثلث تمام عايدات خود را به مهر زوجه خود بدهد و رضاى خود را اظهار كند آيا آن عقد و مهر صحيح است يا نه ؟ بيان فرماييد .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 538
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٣٨