[ سؤال 10207 ] 1 / 357 - 4246
2 . صبيهء بنده در تظاهرات شركت داشته ؛ جوانى او را گول زده و به محضرى مراجعه نموده است . براى آنكه بنده راضى نبودهام . - يعنى اصلًا به بنده مراجعه نشده - دختر به دروغ به صاحب محضر گفته است سابقه ازدواج دارم ؛ اقرارنامه تنظيم نموده ، محضر ازدواج او را عقد نموده ؛ عقد صحيح است يا خير ؟
بسمه تعالى ، ازدواج دختر باكره موقوف به اجازهء پدر است ؛ ولى با ميل دختر به ازدواج اگر پسر كفو عرفى و شرعى او باشد و دختر بترسد كه ديگر شوهر خوبى پيدا نكند ، پدر حقّ منع از ازدواج آنها ندارد .
[ سؤال 10208 ] 56892680
بسمه تعالى 16 / 4 / 1361
احتراماً ؛ به عرض مىرساند ، پسرى كه سنش بيش از 22 سال است و خدمت سربازى را نيز تمام كرده ، و تمام دوران سربازى خود را در جبههها گذرانده است و فردى انقلابى نيز مىباشد ، به طورى كه عموم مردم محل ، به اين امر واقفند . اين جوان به خواستگارى دخترى رفته كه برادرش عضو بسيج بوده و حدود پنج ماه است كه به اسارت متجاوزين بعثى عراق درآمده است . وقتى پسر به خواستگارى دختر مىرود ، خانوادهء دختر به پسر جواب مىدهند كه ما از دين و اخلاق و يا هر جور ديگر از شما راضى هستيم ، و خود دختر نيز همين طور ، ولى براى انجام اين پيوند ، بايد صبر كنى تا اسير جنگى ما ( برادر دختر ) از عراق برگردد . و اين امر باعث انجام نگرفتن ازدواج شده است . از آنجايى كه خانوادهء دختر و پسر ، و خود آنها ( دختر و پسر ) حزب اللهى هستند و به تأخير افتادن ازدواج آنها ، به علت اسير بودن يكى از افراد خانوادهء دختر مىباشد ، و اين هم به جنگ ، و جنگ هم به ايدئولوژى ما - اسلام - بستگى دارد ، شايد بتوان اين مطلب را به عنوان يك مسأله شرعى مورد سؤال قرار داد كه آيا از نظر شرعى ، درست هست كه خانوادهء دختر صبر كنند تا اسير آنها از اسارت آزاد شود ؟
قابل تذكر است كه خانوادهء دختر به امام خمينى اعتماد زيادى داشته و جواب شما ،
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٦