مسأله بدين ترتيب مىباشد كه اين فرد ، با دخترى ازدواج مىكند و يك روز بعد از جارى شدن صيغهء عقد ، دختر مىگويد كه من تو را نمىخواستم . پسر در جواب به او مىگويد كه اگر حاضر به زندگى با من نيستى بيا برويم طلاقت بدهم . ايشان به طلاق رضايت نمىدهد ، ولى هرگاه كه پسر به ايشان نزديك مىشود دختر مىگويد : به من دست نزنى ؛ چون ازدواج ما يك طرفه است و اين ازدواج درست نيست . لطفاً به طور واضح بنويسيد كه آيا اينها با يكديگر محرم هستند يا نامحرم ، و تكليف اين پسر چيست ؟
دوم اينكه همين پسر هر گاه مىگويد : چه تاريخى دوست داريد با هم عروسى كنيم ؟ دختر مىگويد : چهار سال تا شش سال ديگر .
سوم اينكه دربارهء هديههايى كه پسر برايش تا به حال خريده ، گاهى مىگويد چرا اين مقدار كم ؟ ! و گاهى مىگويد اين هديه مال 40 سال قبل است و از اين نوع بهانهجويىها . لطفاً جواب اينها را واضح از نظر اسلام براى ما شرح دهيد .
بسمه تعالى ، اگر عقد شرعى با اجازهء پدر و دختر خوانده شده ، زوجيت حاصل است و بر دختر لازم است به اين زناشويى تن دردهد .
[ سؤال 10762 ] 564 - 1568
3 . زنى به علت اينكه شوهرش سنگين وزن است - ( وزن شوهر 120 كيلو و وزن زن 40 كيلو ) و حرفهاى ناسزا از شوهرش مىشنود ، آن قدر ناراحتى مىكشد كه اگر گناه نبود خودكشى مىكرد - آمادگى ندارد با شوهرش نزديكى كند ، مدت پنج ماه است كه از عمل زناشويى خوددارى كرده است و شوهرش چند مرتبه به زبان آورده كه مىخواهد او را طلاق بدهد و اين كار را هم نمىكند . سؤال اين است كه با عدم انجام نزديكى به شرح فوق ، آيا گناهى بر زن مترتّب است يا نه ؟ و آيا ادامهء اين وضع با داشتن دو تا بچه در محرميت آنها ايجاد اشكال مىكند يا نه ؟
بسمه تعالى ، تا طلاق نداده ، محرميت باقى است و زن در استمتاعاتى كه موجب مشقت و حرج بر او نيست بايد تمكين كند .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٣٧