دائم براى جارى نمودن عقد دائم بين خودشان داده است و پسر بنا به وكالتى كه دختر به وى داده است ، با زبان خودش عقد دائم را بين خود و موكلهاش از روى رساله و به قصد انشا جارى نموده است و پسر قواعد و دستور زبان عربى را نمىداند ، ولى معنى هر يك از كلمات صيغهء عقد دائم را كه خوانده است مىداند و عقد را در دو صيغه - ( أنكحتُ موكّلتي مهين لنفسي دواماً على الصداق المعلوم ) به نكاح دادم موكله خودم مهين را براى خودم دائماً بر مهر معين شده ، و ( زوّجتُ موكّلتي مهين لنفسي دواماً على الصداق المعلوم ) به ازدواج درآوردم موكّله خودم مهين را براى خودم دائماً بر مهر معلوم ؛ به ترتيب با جوابهاى ( قبلت النكاح على الصداق المعلوم ) قبول كردم اين نكاح را بر مهر معلوم و معيّن ، و ( قبلت التزويج على الصداق المعلوم ) قبول كردم ازدواج را بر مهر معلوم جارى نموده ، يعنى بعد از آنكه مدت عقد غير دائم به پايان رسيده است ، پسر به وكالت از موكّلهاش مهين ، اين صيغهها را ( هر يك را با جواب مختص به آن ) به قصد انشا ، جارى نموده است ، آيا با توجه به اينكه پسر ، دستور زبان عربى را نمىداند ولى با دانستن معنى هر يك از كلمات ، با قرائت صحيح و به قصد انشا ، عقد دائم را در دو صيغهء فوق - هم در زبان عربى و هم براى تأكيد در زبان فارسى - بين خود و موكّلهاش جارى نموده است ، عقد صحيح است و نظر امام در اين باره چيست ؟
بسمه تعالى ، عقد مذكور صحيح است .
[ سؤال 10142 ] 56336800
بسمه تعالى
اينجانب دخترى را مىخواستم كه پدر دختر جواب مثبت داده بود ، از طرف پدر دختر به عموى دختر اجازهء وكالت داده بودند تا برويم با هم سند محضر را بنويسيم .
سند محضر را نوشتيم و بعد كه از محضر بيرون آمديم عموى دختر كه وكيل بود به ما گفت عقد را بخوانيد . ما هم قبول كرديم و من به اين صورت عقد را خواندم كه « دختر ،
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 590
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٩٠