نمىتوانم آن را بر طرف نمايم . و آن اين است كه در حدود يك سال و چند ماهى است كه زن برادر دارم و خيلى از دست او رنج مىبرم و چون برادرم كارى به آن صورت ندارد كه از هم جدا باشيم ، به همين خاطر پيش هم زندگى مىكنيم ؛ اما بر سر كوچكترين مسأله با پدر و مادرم اختلاف مىكند و در اين ماجرا هرچه گرفتارى است براى من است . چون هرچه زن برادرم مىكند ، آنها بر سر من داد مىكشند و مرا عامل آن كار مىدانند . من نيز كه دخترى 20 ساله هستم از اين ماجرا رنج مىبرم و شب و روز جز گريه و زارى چيزى ندارم . در ضمن برادر ديگرم كه پاسدار است مىخواهد ازدواج كند و من چون دل خوشى از زن برادرم ندارم ، با ازدواج آنان مخالفت مىكنم . در اين زمينه تكليف من چيست ؟ آيا اگر با ازدواج آنها مخالفت كنم اشكالى دارد يا نه ؟ چون خيلى خون دل كشيدهام و تمام اعصابم خرد شده و با كوچكترين صدايى ناراحت و عصبانى مىشوم ، از شما امام بزرگوار طلب كمك و يارى مىنمايم .
والسلام عليكم ورحمة اللَّه وبركاته
بسمه تعالى ، شما با ازدواج برادرتان مخالفت نكنيد .
[ سؤال 9721 ] 54398952
بسمه تعالى 14 / 12 / 1361
با سلام و درود به روان پاك شهداى اين انقلاب و خصوصاً شهداى جنگ تحميلى و سلام به محضر مبارك ولى عصر ( عج ) و سلام به محضر مبارك شما رهبر عزيزم امام خمينى ، از اينكه وقت عزيز شما را گرفتم خيلى معذرت مىخواهم . اى رهبر عزيزم ! تنها اميد من شما هستيد ، و اين را بدان ، زندگى بر من خيلى سخت است و الآن كه اين نامه را براى شما مىنويسم به ياد شهدا هستم و الآن دارم گريه مىكنم ، امام عزيز اين جانب از شهرستان اراك همسر پاسدارى شهيد هستم ، من حدود هشت ماه بود كه ازدواج كردم و همسرم با علاقهاى كه به شهادت داشت چندين بار به جبهه
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: السيد الخميني
ص٤١٣