اين روحيهاى كه در خود مىبينم ، مىدانم كه نمىتوانم از عهدهء اين كار برآيم . نه اينكه بخواهم از زير اين مسئوليت شانه خالى كنم ، نه ، خدا شاهد است كه به اين صورت نيست ؛ چرا كه اگر چنين بود ، ازدواج اول را هم انجام نمىدادم . دليل سوم اين است كه وقتى كه ما ازدواج كرديم ، منزل ما در قم بود و برنامهء من اين بود كه براى فراگيرى علوم اسلامى ، در حوزه درس بخوانم ، و چون شهادت شوهرم پيش آمد ، تصميم گرفتم بعد از او هم همين كار را بكنم . با اينكه يك سال گذشت و من - بر اثر موانعى كه پيش آمد - نتوانستم به حوزه بروم ، اما هنوز هم روى تصميم خود هستم و با يارى خدا ، امسال مىخواهم بروم و بعد از آن هم ، برنامههاى زيادى دارم ، كه فكر مىكنم اگر ازدواج كنم به آنها دست نمىيابم . و دليل ديگر اين است كه زمانى كه شوهرم جبهه بود ، من به او گفتم كه بعد از تو ازدواج نمىكنم .
با وجود اين دلايل - كه براى خودم منطقى است - قصد و ميل ازدواج ندارم ، اما با پيام شما ماندهام كه چه كار كنم . هرچه فكر كردم به نتيجهاى نرسيدم و تصميم گرفتم از خود شما نظر بخواهم و مزاحمتان شوم . آيا ازدواج براى من و امثال من ، در اين زمان ضرورى و جزء واجبات است ، كه اگر اين كار را نكنم ، معصيت كرده باشم ، يا اينكه جزء مستحبات است و مستحب است كه من اين كار را بكنم ؟ اگر واجب است كه مجبورم اين كار را بكنم ، و اگر مستحب است ، كه در آن زمان ديگر فرق مىكند .
خواهش مىكنم مرا راهنمايى فرماييد . والسلام ، به اميد پيروزى اسلام بر كفر
بسمه تعالى ، ازدواج سنت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله است و نبايد از اين سنّت اعراض نمود ، و اختيار در اين باره ، با خود شما است .
[ سؤال 9719 ] 54372729
بسمه تعالى
سلام بر تو اى رهبرم ، سلام بر تو اى و الا مقام ، كه پيامت در خونهايم جارى است و فرمانت را به جان و دل مىخرم ؛ و سلام بر تو اى مظهر تقوا و ايمان كه ما به درستى ،
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: السيد الخميني
ص٤١١