[ سؤال 9513 ] 52873631
بسمه تعالى
محضر مبارك حضرت مستطاب ، آيت اللَّه العظمى امام امت ، امام خمينى ، دام ظله
1 . زيد ، زمين مواتى را احيا كرد و چند سال از آن استفاده كرد و سپس آن را ترك كرد ، تا آنكه خراب شد . بعداً عمرو همين زمين را احيا كرد و چند سال از آن استفاده كرد و او نيز آن را ترك كرد تا آنكه خراب شد . بعداً زيد دوباره آن زمين را قبضه كرد و آن را آباد كرد . در اين وقت ورثهء عمرو بر زيد اقامهء دعوا كردند كه قبل از اين ، ما اين زمين را آباد كرده بوديم و از آن استفاده مىكرديم ؛ لذا مال ما است و شما بايد از آن دست برداريد . زيد مىگويد هيچگونه آثار احياى عمرو باقى نمانده است . حكم مسأله را بيان فرماييد .
بسمه تعالى ، در احياى موات به قصد مالكشدن ، اگر پس از احيا و بهرهبردارى ، آن را رها كند تا دوباره خراب شود ، از ملك او خارج نمىشود ، مگر آنكه از آن اعراض كرده باشد .
2 . هند ارث پدرش - كه به او رسيده - را به فرزندش به طور مصالحت شرعى ، داد و بعداً برادران هند گفتند كه هند اصلًا خواهر ما نيست ؛ لذا از پدر ما به او حقى و ارثى نمىرسد . و بعد از آن ، همين برادران به هند گفتند كه تو حق خود را - ارثى كه از پدر رسيده - به ما هبه كن . هند خواست از اين موقعيت استفاده كند و آنها را مُقر به خواهر بودن او بكند ، لذا قبول كرد و به حسب ظاهر به طور هبهء معوضه ، آن مال را به آنها داد ، و در آن وقت پسر هند خاموش ماند ، تا آنكه حق مادرش ثابت شود .
سپس اقامهء دعوا كرد كه اين هبهاى كه مادرم به شما داده ، حق من است . در اينصورت حكم آن چيست ؟
بسمه تعالى ، اگر مادر ، مال مورد هبه را مالك بوده و به فرزند بخشيده و تحويل او داده ، اختيار آن مال با فرزند است و تصرف مادر بدون اجازهء فرزند ، نافذ نيست .
3 . دو گروه ، يك كوه كه چراگاه است را به رضايت طرفين ، چراگاه حيوانات قرار داده بودند و هر دو از آن استفاده مىكردند . فرقى كه بين اين دو گروه وجود دارد ، اين است كه يك گروه در آنجا محل و مكان سكنا دارد و گروه ديگر ندارد . اكنون گروه اول كه جاى سكنا دارد مىگويد كه چراگاه مخصوص
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٨٨