تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
[ سؤال 9508 ] 52833692 بسمه تعالى 15 ربيع الثانى 1400 ق 1 . زمين‌هايى كه مسبوق به زرع بوده و چند سالى در اثر بىآبى زرع نشده ، ولى مالك از آن‌ها اعراض نكرده ، تصرف در آن‌ها و گرفتن آن‌ها به عنوان دادن به مستضعفين ، جايز است يا خير ؟ بسمه تعالى ، تا مالك از آن اعراض نكرده ، به ملكيت او باقى است . 2 . خرده مالكينى كه بعضى از آن‌ها براى به دست آوردن حاصل زمين ، زارع يا كارگر مىگيرند ، آيا براى زارعين يا كارگران جايز است كه منافع املاك و زمين‌ها را تصاحب كنند و به صاحبان زمين چيزى ندهند ، و يا اگر هم بدهند ، مختصرى بدهند و طبق قانون مزارعه عمل نكنند يا خير ؟ بسمه تعالى ، اگر قرارداد صحيحى بين مالك و زارع هست ، بايد برطبق آن عمل كنند و اگر قرارداد معيّنى نيست ، در صورتى كه بذر از زارع باشد ، حاصل هم از او است ، ولى اجرت المثل زمين را بايد به مالك بدهد . [ سؤال 9509 ] 52847180 بسمه تعالى دره‌اى شامل قطعه زمينى است قديمى كه ارثاً چند نفر طبق يك سند قديمى مالك شده‌اند و حتى پايين آن دره و بالاى آن دره چند درخت خرماى قديمى موجود است ؛ منتها به مرور زمان آن زمين موات شده تا اين‌كه پنج سال قبل همان چند نفر بالا كه طبق سند قديمى مالك بودند ، زمين را با رضايت طرفين داده‌اند به چهار نفر ديگر تا درخت غرس نمايند ، به اين نحو كه پس از اين‌كه درخت به ثمر رسيد بين مالك و غارس تقسيم شود به 9 رسد و 5 رسد به غارسين و 4 رسد به مالكين برسد . الآن درختى كه غارسين كاشته‌اند پنج قسمت خودشان را داده‌اند و 4 قسمت از مالكين گرفته‌اند و كاشته‌اند . حالا كه به حد ثمر رسيده ، غارسين اظهار مىدارند كه اين زمين رحمانى بوده و شما هيچ حقى نداريد ! در صورتى كه يك سند قديمى مالكين دارند و يك سند هم پنج سال قبل به عنوان حق الغرس با رضايت طرفين تنظيم شده و به