بيشتر مىگرفت و اگر زور يا نفوس كمتر داشت زمين كمتر مىدادند يا اصلًا نمىدادند .
از سال 1342 از طرف اصلاحات ارضى مأمور آمد و گفت هر كس كه سال قبل هرچه زمين گرفته ما داديم به خود او كه ديگر 5 1 را ندهد همه قبول كرديم و كردند بعداً ما كه چندين نفر بوديم كه زمين يا كمتر داشتيم يا اصلًا زمين نداشتم قطعه زمينى باير و موات كه به درد اين روستا نمىخورد يعنى اگر آبى مىكاشتم كه آب نداشت و ديمى هم كه محصول نمىداد چون زمين سنگى بوده آن زمينى كه ذكر شده را ما شخم زديم و چالهاى آنرا پر كرديم و آب در آورديم بعد از سال 1343 ، در حال حاضر باغ و يا مزرعهء خيلى خوبى شده است يكى از آن چندين نفر هم حقير هستم از محضر مبارك امام كه ولايت فقيه مىباشند مسئلت دارم كه اگر اين زمين ذكر شده ( خداى ناكرده ) اشكالى دارد براى اينجانب مباح فرمايند يا دستور فرمايند كه چه نمايم و يا دستور فرمايند با امام جمعه محترم جريان را صحبت كنم ، تقاضاى عاجزانه دارم كه كتباً تا حقير زنده هستم جواب مسأله را روشن فرمايند . چون يقين ندارم كه ورثه بعد از موت ما دلسوز باشند .
والسلام عليكم ورحمة اللَّه وبركاته .
بسمه تعالى ، اگر زمين از زمينهاى موات اصلى بوده و سابقهء ملكيت نداشته و شما آنرا به قصد مالك شدن احيا نموديد به شما تعلق دارد .
[ سؤال 9458 ] 52439161
بسمه تعالى
حضرت مستطاب آيت اللَّه العظمى امام خمينى دام ظله
در مجاورت قريهاى البته خارج از حريم آن زمينى بوده كه كسى به ياد ندارد كه در زمان سابق مال چه كسى از اهل قريه بوده ؟ شخصى اقدام به احداث جوى و آباد كردن زمين نامبرده مىنمايد . اهل قريه كه با ايشان نسبت فاميلى هم دارند ، مىگويند كه اين زمين و جوى مال همه ما مىباشد و دليل مىآورند : كه سى الى چهل سال قبل كه
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٥٣