تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
در سال 1355 بعد از اين‌كه كلاس سوم راهنمايى را ، در شهرستان ميانه به اتمام رساندم ، و چون پدرم روستايى بود و از نظر مالى ، توانايى كمك براى ادامه تحصيل مرا نداشت ، با اجازهء پدرم تصميم گرفتم به تهران بيايم و روزها كار كنم ، و شب‌ها ادامهء تحصيل دهم . مدت چهار سال به همين ترتيب ادامهء تحصيل دادم و مدرك ديپلم فنى را گرفتم . از درآمد كارم ، به پدر و مادرم كمك مىكردم ، و قسط خانه نيز پرداخت مىنمودم . تا در سال 1359 كشور مزدور عراق ، ناجوانمردانه به انقلاب نوخاسته ، و استقلال و وطن عزيز ما تجاوز كرد . جاى شكى نيست كه به وظيفهء شرعى خود عمل كردم و به خدمت سربازى اعزام شدم و بعد از دورهء آموزشى ، به اهواز منتقل شدم . مدت يك ماه در آن‌جا انجام وظيفه نمودم . بعد از آن ، به منطقهء سرپل ذهاب ، جبههء بازى دراز ، به مدت دوازده ماه ، و بعد از آن ، به ميمك به مدت دو ماه ، و از آن‌جا به منطقهء مهران وارد شدم و در حال حاضر نيز ، در همين منطقه ، تا نابودى صداميان مشغول انجام وظيفه هستم . در 20 / 9 / 1360 در عمليات بر آفتاب و تنگهء كورك ، به عنوان ديده‌بان نفوذى ، در حمله شركت نمودم ، بعد از 72 ساعت جنگ و مقاومت ، دستور عقب‌نشينى از طرف فرماندهان دريافت كرديم و به منطقه خودمان برگشتيم . در اين عمليات بنده به خاطر سرماى شديد ، يك اوركت از نيروهاى خودى - ارتش ، سپاه ، بسيج - كه در روز اول عمليات به جا مانده بود ، برداشتم و استفاده نمودم . و در همين عمليات ، مبلغ 32000 ريال پول يكى از برادران كه مورد اصابت گلوله توپ واقع شده بود ، و در منطقه به صورت تكه و پاره پراكنده شده بود ؛ در آخر عمليات ، آن‌ها را جمع‌آورى كردم ، و به بانك ملى باختران تحويل دادم . به ارزش 16390 ريال و اوركت مذكور را نيز به قيمت 15000 ريال از اين‌جانب خريدند ، و اين پول‌ها را در زندگى خرج نمودم . حكم آن چيست ؟ بسمه تعالى ، اگر امكان استرداد اوركت نيست ، پول آن را به سپاه بدهيد . و پولى كه با بانك معاوضه شده ، با يأس از شناسايى صاحبش ، از طرف او به فقير صدقه دهيد .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 209 | السيد الخميني / موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ( ره )