تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
[ سؤال 9372 ] 51822952 بسمه تعالى 7 / 6 / 1361 خدمت كليهء برادران خدمتگزار هيأت استفتاى امام سلام عرض مىكنم ، اميدوارم با يارى خداى متعال و با عنايات حضرت ولى عصر ( عج ) ، خدمات خود را به نحو احسن انجام دهيد . برادرى كه نامهء اين حقير را مىخوانيد ! اين‌جانب جوانى 25 ساله هستم ، كه در حدود يك‌سال است توبه كرده‌ام ، و آن هم به لطف خداوند متعال بود كه عمر مرا نگرفت و فرصتى به من داد تا به كارهاى نامشروع خود پايان بدهم ، و به عنوان يك فرد مسلمان ، به كليهء فرائض دينى - كه اندوخته اين دنيا مىباشد - به نحو شايسته‌اى عمل كنم . اين حقير تا سال 1360 ، به هيچ يك از اعمال پليد و شيطانى خود ، پى نبرده بودم و چون شغلم رانندهء تاكسى بود ، به هر جنايتى دست زده‌ام ، كه به لطف خداوند به خدمت مقدس سربازى اعزام شدم و در محيط جبهه ، با كمك برادران روحانى كه در سنگرها بودند ، تا اندازه‌اى خود را ساخته و از كارهاى گذشته صددرصد پشيمان شده و توبه كرده‌ام و با خداى خود عهد كردم كه اگر از جنگ سالم بيرون آمدم ، هرگز دنبال گناه و آلودگى نروم ، تا بتوانم جبران گناهان گذشته را بكنم و چون هر روز كه مىگذرد ، به مسائل دينى و شرعى اهميت مىدهم ؛ لذا مىخواهم با راهنمايىهاى خودتان ، بار گناهانم كاسته شود تا در روز قيامت پيش خداى خود و پيامبران و امامان روسفيد و سرافراز باشم . تا آن‌جايى كه من اطلاع دارم ، مقام شهيد با آن همه عظمتى كه دارد ، خدا تمام گناهانش را مىبخشد به جز حق‌الناس ، و چون بنده تازه به راه راست هدايت شده‌ام و مقدارى از دين مردم روى دوش من سنگينى مىكند ، بايد آن‌ها را ادا كنم . اول ، مبلغ 30000 ريال و يك جفت گوشواره - كه نمىدانم از چه نوع جنسى بود - و چند عدد نگين عقيق و يك دفترچه حساب پس‌انداز در تاكسى من جا ماند و با اين‌كه آدرس صاحب مال را داشتم ، آن مال را به صاحبش نرساندم ، و در راه نامشروع خرج كردم و الآن هم آدرس آن شخص را فراموش كرده‌ام و نمىدانم چه كار كنم .