تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
[ سؤال 9216 ] 722 - 1391 2 . مادرم در سال 1351 در سن 70 سالگى مرحوم شده پدرم در آن سال ، 81 سال داشت ؛ كوچك‌ترين اولاد مادرم من مىباشم كه 37 سال در آن زمان داشتم . بعد از گذشت ايام هفت و صباح ، جهت پرداخت بدهىهاى آن و رسيدگى به اموال داخل صندوقى مادر ، به اتفاق اكثريت ورثهء مادرم و به اتفاق پدر ، صندوق آن مرحومه را باز كرده ؛ مقدارى لباس بود كه پدرم بين بچه‌ها تقسيم كرده بود و مقدارى هم طلا و نقره كه پس از صورت‌بردارى بعد از چند روز ديگر به اين‌جانب داده كه بفروشم و بدهم بابت هزينهء ايام هفت و صباح ؛ چون اكثريت هزينه را حقير ضامن و عهده‌دار شده بودم . وقتى زير ورقهء صورت اموال داخل صندوقى را پدرم امضا كرده بود ، حقير هم به مبلغ 14000 ريال در بازار به فروش رسانده و وجه آن را بابت بدهى - به دستور پدر - به اشخاصى دادم . تا سال 1352 كه پدرم حيات داشته ، ورثه - بنا بر احترام - چيزى اظهار نكرده بودند ؛ تا اين‌كه بعد از فوت پدر مرتب نامه نوشته بودند كه بايد طلاآلات را بياورى بين ما تقسيم كنى . سؤال مىشود كه آيا اين فروش كه با اجازهء پدر بوده چگونه مىشود ؟ صحيح بوده يا خير ؟ و اگر صحيح نبوده ، آيا بنده بايد همان مبلغ 14000 ريال را عيناً بين آن‌ها تقسيم كنم ، يا به قيمت امروز كه 10 سال گذشته است ؟ استدعا مىشود جواب را مرقوم فرماييد . بسمه تعالى ، اگر ورثه ، فروش طلاجات را امضا نكنند ، مىتوانند هريك سهم الارث خود را به قيمت فعلى از فروشنده مطالبه نمايند . [ سؤال 9217 ] 50665626 بسمه تعالى 15 جمادى الاولى 1400 ق محضر مقدس حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى حاج سيد روح اللَّه خمينى ، مدّ ظله العالى ، محترماً معروض مىدارد : زمين‌هايى كه در شهرستان‌ها داخل محدوده و يا خارج محدوده و مسبوق به زرع