تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
در خانواده‌اى مذهبى زندگى مىكنم . برادرم در اوايل جنگ در هويزه به شهادت رسيد ، و خود نيز آرزوى اين فيض عظيم را دارم و در پى فرمان شما - مبنى بر واجب كفايى بودن كمك به جبهه‌ها - هرچه اصرار كردم كه رضايت بدهيد كه عازم جبهه شوم ، رضايت نداده‌اند و مىگويند دو سال ديگر صبر كن تا سنّ تو قانونى شود ، آن وقت هرچه مىخواهى انجام دهى ، انجام بده . اى امام ! اى كه بعد از خدا اميدم به شما است ، مرا راهنمايى كنيد . خيلى دلم مىخواهد كه عازم جبهه شوم . در پايان از اين‌كه سرتان را درد آوردم و وقتتان را گرفته‌ام ، معذرت مىخواهم . والسلام بسمه تعالى ، مادامى كه جبهه‌ها نياز به نيرو دارد ، شركت در جبههء دفاع بر مكلفين واجب است و اجازهء و الدين شرط نيست . [ سؤال 6353 ] 30943586 بسمه تعالى 26 شعبان 1402 ق محضر مبارك رهبر و بنيان‌گذار جمهورى اسلامى ايران ، حضرت آيت اللَّه العظمى ، الامام الخمينى ، مدّ ظله العالى با عرض سلام به پيشگاه رهبر بزرگوار عالم اسلام ، حقير فرزند پدرى هستم كه شصت و هفت سال داشته و داراى چهار پسر مىباشد ، سه فرزند وى به تازه‌گى ازدواج نموده‌اند و مشغول ادارهء عائله‌هاى خويش مىباشند ، از آن‌جايى كه در اين موقع ، جنگ تحميلى عراق عليه ايران عزيز ، احتياج به نيروى كمكى دارد ، و حقير مدت پنج ماه در جبههء جنوب حضور داشته‌ام ، بسيار مشتاقم كه دوباره عازم جبهه‌هاى جنگ شوم ، ليكن پدر و مادر پيرم اين اجازه را نمىدهند و مىگويند كه يك‌بار رفته‌اى و دين خود را ادا كرده‌اى ، و تو عصاى دست ما هستى . اينك چون حقير وظيفهء شرعيهء خويش را در اين مورد نتوانستم بيابم ، ناچاراً مصدع اوقات گران‌بهاى آن رهبر عالىقدر شدم ، تا مرا در اين مورد راهنمايى بفرماييد . توفيق سعادت و طول عمر براى
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 405 | السيد الخميني / موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ( ره )