تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
پس از مدتى با داشتن هفت فرزند ، دنيا را وداع گفت و بعد ، زندگى ما توسط برادر بزرگم تأمين مىشد ، كه او هم با تشكيل خانواده از ما جدا شد . در اين زمان مسئول تأمين زندگى ما برادر ديگرم شده بود ، تا اين‌كه انقلاب اسلامى شروع و با رهبرى پيامبرگونه شما ، پيروز شد و سپس در آمل سپاه پاسداران تشكيل ، و او به عضويت آن ارگان درآمد ، و پس از مدت يك سال ، در كشف خانهء تيمى ، به دست منافقين به شهادت رسيد و اكنون اين‌جانب مانده‌ام با دو خواهر ، و يك برادر كوچك هشت ساله ، اما اين‌جانب ، خدا مىداند كه عاشق اسلام و انقلاب هستم ولى هر بار نامى از جبهه يا سپاه رفتن به ميان مىآيد ، با مخالفت شديد مادرم روبه‌رو مىشوم . البته مادرم از نظر عاطفى و نداشتن سرپرست و آگاهى كامل ، با اين برنامه مخالفت مىكند . بنده هم از اين‌كه نتوانستم حتى يك‌بار به جبهه بروم ، نسبت به رزمندگان و شهدا احساس شرمندگى مىكنم ، در صورتى كه علاقهء شديدى دارم تا بتوانم ذرّه‌اى به اسلام و مسلمين - چه در جبهه و يا در سپاه - خدمت كنم و هرچه سعى مىكنم به‌جايى نمىرسم ، تا اين‌كه با تصويب برادران انجمن اسلامى شهيد محله ، قرار بر اين شد كه اين دردم را با رهبرم در ميان بگذارم ، و تسليم اوامر شما شوم ، و از آن مسأله‌اى كه راجع به رضايت پدر و مادر در اسلام مطرح است آگاهم . بسمه تعالى ، مادامى كه جبهه‌ها نياز به نيرو دارد و از طرف مسئولين اعلام كفايت نشده ، شركت در جبههء دفاع واجب است و اجازهء و الدين شرط نيست . [ سؤال 6349 ] 30903578 بسمه تعالى 30 / 4 / 1361 حضور محترم حضرت امام خمينى ، رهبر مستضعفان جهان پس از عرض سلام‌هاى خالصانه ، و درخواست عاجزانه از درگاه خداوند متعال ، براى طول عمر پر بركت و موفقيت روزافزون آن حضرت ، براى رهبرى مستضعفان