تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
خويش‌هاى ما - از دايى و مادربزرگ و . . . - با انقلاب چپ هستند و تا مىتوانند توطئه‌پراكنى مىكنند . روى همين حساب مادر من هم چون ضد انقلاب است ، گاه‌گاهى براى اين‌كه من نفهمم موضوع از چه قرار است از من پشتيبانى مىكند و مىگويد : احسن كه بچّهء با خدايى هستى ؛ تا فكرى به سرم نزند . خوب ديگر بيشتر از اين ، وقت شما را نمىگيرم و در همين جا نامه‌ام را تمام مىكنم و شما را به خداى يكتا مىسپارم . به اميد پيروزى اسلام و حق بر باطل ، در هر جا كه هست ، لطفاً جواب نامه را زودتر بفرستيد . بسمه تعالى ، به مسئولين مراجعه نماييد ؛ در صورت نياز ، رضايت پدر و مادر معتبر نيست . [ سؤال 6334 ] 30753597 بسمه تعالى 19 / 4 / 1361 خدمت امام خمينى مدّ ظله العالى پس از عرض سلام به حضور امام امت و شما متصديان دفتر ايشان ، اين‌جانب خواهشمندم كه بنده را در مورد رفتن به جبهه آگاه كنيد . بنده از نظر رفتن به جبهه مشكلى ندارم ، جز اين‌كه پدر و مادرم رضايت نمىدهند . پدرم كه از روى ناآگاهى ، دل در گرو اين انقلاب اسلامى ندارد و مىپندارد كه به جبهه رفتن و احياناً كشته شدنم در اين راه ، بيهوده است و مىگويد : من راضى نيستم كه تو به جبهه به روى . مادرم نيز از روى عواطف رقيق مادرى و ناآگاهى ، از رفتن بنده به جبهه اظهار ناراحتى مىكند . با توجه به اين‌كه در اين مقطع زمانى ، نياز به نيرو در جبهه‌ها بيشتر به چشم مىخورد - كه البته خودتان نسبت به آن آگاه‌تر هستيد - و با توجه به اين‌كه امام در اين مورد حكم كرده بودند : « اجازهء پدر و مادر لازم نيست ، اما ايشان را ناراحت نكنيد » ؛ لذا اين نامه را براى شما فرستادم كه از حكم صريح امام در مورد اين‌جانب ، در اين برهه