تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
براى اين‌جانب در رابطه با رفتن به جبهه مشكلى پيش آمده كه به شرح زير مىباشد : بنده هنگامى كه خدمت سربازى را انجام مىدادم مدتى در جبهه بودم و پس از پايان خدمت سربازى ، به عضويت بسيج سپاه پاسداران درآمدم و يك مرتبه هم از طرف بسيج به جبهه اعزام شدم و پس از اين‌كه مجروح شدم برگشتم ، و اكنون حالم خوب مىباشد و قصد دارم كه دومرتبه به جبهه اعزام شوم ، ولى مادرم مىگويد : اگر به روى ، من شيرم را بر تو حرام مىكنم و تا زنده هستم از تو راضى نمىباشم و هنگامى هم كه مُردم از تو راضى نيستم . و در ضمن ، من فرزند بزرگ خانواده مىباشم و پدرم هم چندى پيش فوت نموده و فعلًا مادرم بىسرپرست است . لذا از آن‌جناب تقاضا دارم كه مرا در رفع اين مشكل يارى فرمايند . بسمه تعالى ، به مسئولين مراجعه كنيد ؛ اگر نياز داشته باشند ، رضايت مادر شرط نيست . [ سؤال 6331 ] 30723557 بسمه تعالى سلام ، پس از عرض سلام ، سلامتى شما رهبر عزيز و آگاه را از درگاه ايزد يكتا تا ظهور حضرت مهدى عليه السلام خواهان و خواستارم . بارى عرض مىشود كه اين‌جانب اين نامه را براى شما رهبرم ، از سبزوار در رابطه با رضايت پدر و مادرم دربارهء رفتن به جبههء حق عليه باطل مىنويسم . سن من هفده سال تمام است و كبير شده‌ام و شغلم هم كارگرى است . حالا مىخواهم به جبهه بروم ، ولى پدر و مادرم رضايت نمىدهند . تقاضايى كه از شما دارم اين است كه جواب اين سؤال را در همين موقع حساس كه دفاع از اسلام واجب است در نامه‌اى بنويسيد تا از اين موضوع بزرگ خبردار شويم . بسمه تعالى ، تا وقتى كه جبهه‌ها نياز به نيرو دارد ، رضايت و الدين شرط نيست .