من در سال شصت با يك دختر پانزده ساله ازدواج كردم و خداوند يك دختر به ما داد . اين دفعه كه مىخواستم به جبهه بروم ، همسرم با رفتن من خيلى خيلى مخالفت مىكند ؛ به طورى كه من رفته بودم بليط بگيرم ، او بچه را هم برداشته ، دو روز ، از صبح تا نزديكى عصر در ترمينال آزادى مىنشيند و گريه مىكند . و مىگويد كه اگر تو به روى من هم مىآيم . مىترسم بروم و آن وقت همسرم كه جايى را نمىشناسد ، به دنبال من راه بيفتد و خدا نكرده سبب گرفتارى و آبرو ريزى شود . . . ناگفته نباشد كه همسرم از پنج سالگى يتيم بوده است . نه پدر ، نه مادر و نه برادرى دارد كه بتواند از وى مواظبت كند . حال من از شما برادرى كه در دفتر امام به مردم خدمت مىكنى مىخواهم كه در اين امر مهم مرا يارى دهيد و هرچه زودتر وظيفهء شرعىام را به من ابلاغ كنيد .
از خداوند متعال ، پيروزى رزمندگان و طول عمر امام عزيز را مىخواهم .
بسمه تعالى ، با تشخيص مسئولين ، اگر جبههها به شما نياز نداشته باشد مىتوانيد نرويد .
[ سؤال 6118 ] 29123469
بسمه تعالى
خدمت محترم رهبر كبير انقلاب اسلامى و بنيانگذار جمهورى اسلامى و مرجع عظيم الشأن ، حضرت آيت اللَّه العظمى امام خمينى
بنده جوانى هستم 22 ساله كه علاقهء به شهادت دارم . اما از طرفى نمىتوانم در جبهه حضور يابم ؛ زيرا داراى يك پدر روانى و يك خواهر و يك مادربزرگ هستم كه علاوه بر همسر ، تحت تكفلم هستند . اينجانب امرار معاش خود را با مغازهء عكاسى - كه اجاره كردم و ماهى 000 / 30 ريال اجاره پرداخت مىكنم - مى گذرانم . از پيشگاه مرجع مقدس ، كسب تكليف مىنمايم . جان نثار روح اللَّه ،
بسمه تعالى ، اگر از نظر مقررات ، رفتن شما به جبهه لازم نيست ، اختيار داريد .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 270
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٧٠