طبق دستور اسلام و روايات و احاديث مبنى بر ازدواج عمل شد و يكى از خواهران حزباللهى را - بنا به دستور - به توفيق خداوند متعال به عقد خود درآوردم .
سپس عمليات شروع شد و موفق شدم در عمليات شركت كنم و مجروح گرديدم . باز براى عمليات بعد خودم را آماده كردم و شركت نمودم كه باز هم مجروح شدم ، ولى موفق نشدم كه شهيد بشوم . اما برادران و دوستانم مىگويند : تو اگر برگردى ازدواج و عروسى را آغاز كنى بعد به روى ، شهيد مىشوى . من خودم از خدا مىخواهم پيروز شويم و شهيد شوم . ضمناً مدت چهار - پنج ماه از عقد ما دو نفر مىگذرد . حالا موضوعى كه نكتهء تأمل است اين مىباشد كه هم جنگ واجب است و هم ازدواج . اما كدام را مقدم مىدانيد ؟ جواب نامه را ان شاء اللَّه عمل خواهم كرد .
بسمه تعالى ، جنابعالى فعلًا مسأله ازدواج خود را انجام دهيد . ان شاءاللَّه موفق باشيد .
[ سؤال 6116 ] 29103518
بسمه تعالى 7 / 9 / 1361
دفتر حضرت امام خمينى ، رهبر كبير انقلاب اسلامى
با سلام به اطلاع مىرساند : اينجانب دانشجويى هستم كه صد واحد درسى را گذراندهام و از اول ارديبهشت ماه 1359 ، قبل از انقلاب فرهنگى ، در جهاد استان مازندران به عنوان عضو شوراى مركزى خدمت مىكنم . از آنجا كه دانشكدهء سارى به آموزشكده تبديل شده است ، دانشجويان بالاتر از هفتاد واحد بايد به دانشكدههاى ديگر بروند و با توجه به اينكه من اهل يكى از روستاهاى شيراز هستم ، دانشكدهء شيراز را انتخاب كردهام . از نظر خانوادگى نيز پدر و مادر پيرى دارم كه پدرم كارگر است و در يك ادارهء دولتى كار مىكند . اخيراً برادرم به شرف شهادت نائل شد و خانوادهام از نظر روحى و عاطفى ، احتياج شديدى به سرپرستى دارند . در رابطه با فتواى جديد حضرت امام در مورد حضور در جبهه ، قبل از شهادت برادرم ، قصد
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٦٨