س : 18
- اين جانب با دخترى ازدواج نمودهام ، حاصل اين ازدواج سه فرزند مىباشد ، ولى متجاوز از ده سال است كه عيالم فراش خود را از من جدا نموده است ، و بچّهها را عليه من تحريك مىكند ، و گذشته از اين مدّت پنج ماه است كه تمكين نمىكند ، و از همه مهمتر اينكه در نماز خواندن سهل انگارى مىنمايد وظيفهء من در اين رابطه چيست ؟
ج
- اگر از وظيفهء خود تخلّف مىكند او را و لو با رجوع به محاكم صالحه مىتوانيد وادار به آن نمائيد . و اگر إمكان ندارد ، شما وظيفهاى [ نسبت به نفقهء او ] نداريد ، و اختيار طلاق با شوهر است .
س 19
- عيال اين جانب طبق تمايلات نفسى و هوسهاى جوانى از اين جانب درخواست طلاق داشته ؛ چون با طلاق وى موافقت ننمودم با اتّهامات نارواى سياسى مرا متّهم كرده و درخواست طلاق نموده است ، على رغم تكذيب اين اتّهامات و إثبات كذب بودن آن شعبهء دوّم دادگاه مدنى خاصّ به استناد اين اتّهامات و بدون رضايت و موافقت من إقدام به صدور حكم طلاق براى عيالم نموده است ، و عيالم نيز به اين حكم در محضر طلاق خود را مطلّقه كرده است :
1 - اگر اتّهامات سياسى از دلائل طلاق نيست ازدواج مجدّد اين زن چه صورتى خواهد داشت ؟
2 - از نظر مقرّرات شرع إسلام در صورت ازدواج بعدى روابط زوجيّت با زوج دوّم در حكم زناى محصنه مىباشد يا خير ؟
3 - اين جانب براى حفظ ناموس خود در صورتى كه زوجه مىخواهد شوهر كند چه تكليف شرعى بر عهده دارم ؟