گذشته آنها و مبلغى هم به اقساط از آنها گرفتهاند ولى حالا اين زمينها به درد اين ضعفا نمىخورد ؛ زيرا نه در محدودهء شهر است كه به درد ساختمان بخورد و نه امكان دارد كه در آنجا زراعت نمايند زيرا نه اين مقدار زمين صرفه زراعت دارد و نه اينها قدرت زراعت كردن را دارند لذا با توجه به اينكه اين گونه فروشندگان داراى ثروت زيادى بوده و از اين راه نيز ثروت فراوانى اندوختهاند ولى خريداران اين زمينها از اول فقير بوده و در اين معامله نيز چيزى در دست ندارند آيا با توجه به مراتب فوق اين فروشندگان موظف نيستند وجوه دريافتى را با بهم زدن معامله به خريداران پس بدهند ؟
ج
- [ هيچكس ] بعد از تمام شدن معامله حق بهم زدن آن را ندارد مگر يكى از اسباب خيار در بين باشد .
س 189
- اين جانب در اواخر سال 1358 آپارتمانى را با پرداخت پنجاه هزار تومان قولنامه نمودم و قرار شد بقيّه وجه را نيز در دفتر خانه پس از تنظيم سند قطعى پرداخت نمايم ، در خلال اين مدّت در آپارتمان سكونت كرده و مبالغى هم در آن خرج نمودهام ليكن مالك بنا به عللى حاضر به انجام معامله نيست و حاضر است علاوه بر رد پنجاه هزار تومان دريافتى ، پنجاه هزار تومان هم بابت استنكاف از انجام معامله طبق قولنامه بپردازد و تقاضاى تخليه نموده است ؛ من چون در اين آپارتمان با خانوادهام به عبادت مىپردازم تمنا دارم نظرتان را راجع به مسائل زير اعلام فرماييد :
1 - آيا با اينكه بقيه مبلغ را از روز نخست نقدا نگهدارى نمودهام تا پس از تنظيم سند به مالك بپردازم محل سكونتم غصبى است يا خير ؟
2 - شرعا مكلف به تخليه مىباشم يا خير ؟
3 - چنانچه مكلف به تخليه مىباشم آيا بابت اين مدّت كه آپارتمان را