جلوهء نور عقل كلّ آنها سراسرِ طبيعت را مقهور حكم خود فرموده و ليلهء عالم طبيعت ، از اوّل آن تا مطلع فجر يوم القيامة ، براى آنها ليله قدر است و در جميع اين ليله ، در سلامت از تصرف دست ابليس و دام آن - كه طبيعت و شئون آن است - مىباشند ؛
« سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ »
« 1 » . از اين جهت ، دربارهء آنها
« جُزْنا وَ هِيَ خامِدَةٌ »
است ، و دربارهء مؤمن
« فَقَدْ أطْفَأ نُورُكَ لَهَبِي »
وارد است .
و بالجمله ، ورود عقل به عالم طبيعت ، ورود با سلامت يا قريب به سلامت است و براى اطاعت امر و انفاذ حكم است ؛ و براى عقل كل ، رؤيت جمال جميل در مرآت تفصيلى است و بسط توحيد در تكثير است و برگرداندن حكم تكثير به توحيد است . از اين جهت ، فلاح مطلق و مطلق فلاح ، در قول
« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ »
است « 2 » ، منتهى آن كه ، از براى حقايق توحيد و قول
« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ »
مدارج و مراتبى است كثيره ، بلكه به عَدَدِ أنفاس خلايق . پس در توحيد مطلق ، كه
« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ »
كُمَّل است ، فلاح مطلق است كه رستگارى از كثرت - كه اصل شجرهء خبيثه است - مىباشد ، و اين كلمه در اين حال موازن با هيچ چيز نيست ؛ چنانچه در روايات شريفه وارد شده . « 3 »
و در توحيدات مقيّده ، كه توحيد اهل ايمان و متوسّطين است ، فلاح مقيد است و سلامتى آنها نيز ، سلامتى مقيد است .
و اين كه اهل توحيدِ كامل را از دار طبيعت احتراز و فرار بود ؛ چنانچه از
هامش
( 1 ) - شب قدر ، سلام است تا طلوع فجر . ( قدر / 5 ) .
( 2 ) - چنان كه در حديث نبوى وارد است كه :
« قُولُوا : لا إلهَ إلّا اللّهُ تُفْلِحُوا »
يعنى : بگوييد كه جز خداوند ، الهى نيست تا رستگار شويد .
( مسند أحمد بن حنبل ، ج 3 ، ص 492 ؛ السُّنَن الكُبرى ، بيهقى ، ج 6 ، ص 21 ) .
( 3 ) - توحيد صدوق ( ره ) ، ص 18 ، باب ثواب المُوحّدين ، أحاديث 3 - 2 - 1 .