و اصل ديگر ، حب كمال مطلق است كه به اصل فطرت در خميرهء انسان مخمّر است و آن در جهل مغلوب و محكوم ؛ بلكه گاهى منطفى و معدوم گردد و خلود در جهنَّم ، تابِعِ انطفاء نور فطرت است و آن از « إخْلادِ إلَى الْأَرْضِ » « 1 » بطور مطلق حاصل شود .
تنبيه شريف و تحقيق لطيف بيان تفاوت بين ادبار عقل و جهل است
بايد دانست كه ادبار عقل را با ادبار جهل ، تفاوت و تمايزى بيّن و آشكار است و آن ، آن است كه : ادبار عقل كه عبارت از توجه به كثرت و عالم طبيعت است ، محض اطاعت حق و ايتمار به امر ادبار است كه از مصدر جلال صادر شده است و از اين جهت ، اين ادبار تصرف در حقيقت عقل نكند و او را از مقام مقدس خود منحطّ ننمايد و موجب احتجاب آن نگردد ؛ چنانچه گويند ، صاحب عقل كلى فرمايد :
« ما رَأيْتُ شَيْئاً إلّا وَ رَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَهُ » .
« 2 »
و شايد مقصود از اين اقبال و دخول در دنيا و دار طبيعت باشد قول خداى تعالى كه مىفرمايد :
« وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها »
« 3 » ؛ زيرا كه دارِ طبيعت ، صورت
هامش
( 1 ) - اين تعبير از آيهء 176 سورهء أعراف اقتباس شده است كه :« وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ »ولى او در زمين بماند ، و از پىِ هواى خويش رفت .
( 2 ) - چيزى را نديدم مگر آنكه خدا را ، قبل از آن و همراه آن و بعد از آن ديدم ( با اختلاف ) .
( علم اليقين ، ج 1 ، ص 49 ) .
( 3 ) - و هيچ يك از شما باقى نماند ، جز آنكه به دوزخ وارد شود .
( مريم / 71 ؛ مجمع البيان ، مجلد 6 - 5 ، ص 811 ) .