صفت پنجم جهل ظلمانيّت است و آن شايد اشارهء به قوّهء شيطنت باشد ، كه از خواصّ وهم است و وهم الكلّ اصلِ اصول شيطنت ، و ساير اوهام جزئيه ، شيطنتشان ، مكتسب از آن است . و از اين جهت كه شيطنت از خواص آن است در حديث شريف ، ظلمانيّت را از اوصاف خودِ وهم قرار داده به خلاف اجاجيّت .
حكمة الهيّة در بيان سرّ آنكه عقل به نور حق نسبت داده شده و جهل به بحر اجاج
از اين حديث شريف ، نكتهء شريفهاى ، كه از لباب حكمت متعاليه و لطايف اسرار الهيّه است ، مستفاد شود كه فهم حقيقت آن بعد از رياضات عقليّه ، محتاج به لطف قريحه و صفاى سرّ است . و آن ، آن است كه عقل را به نور حق نسبت داده و جهل را به بحرِ اجاج ، براى افادهء آن كه سرچشمهء جميع كمالات و سر لوحهء همه مقامات و سرمنشأ تمام انوار معنويّه در عالم مُلك و ملكوت و مبدأ جملهء اضواء منيره در حضرت جبروت و لاهوت ، نورِ مقدس حق - جلّ جلاله - است ، و از براى موجودى از موجودات نور و ضياء و كمال و بهائى نيست ، مگر آن كه ظلّ نور ازل و پرتو جمال جميل اوّل در آن جلوهگر شده ؛ چنانچه لطيفهء الهيهء
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 1 » الخ ، اشارهء جليّه و حكايت جميله از همين مقصد أعلى و منظور اسنى است و در آيات شريفهء الهيّه و احاديث كريمهء اصحاب وحى و سفارت ، صراحات و اشارات بسيار به اين لطيفهء توحيديّه
هامش
( 1 ) - خداوند ، نور آسمانها و زمين است . ( نور / 35 ) .