انوار مختلطه به ظلمات هستند ، به حسب مراتب قرب و بُعد و كمى و زيادى وسايط . پس نسبت خلق آنها را به نور حق نتوان داد مگر به نظر وحدت و جمع ، كه آن وراىِ تخليق است كه نظر به كثرت است .
و ما به خواستِ خداىِ تعالى پس از اين ، بقيهء صفات و آثار عقل را به قدر مناسب اين اوراق ، ذكر مىنمائيم . و از آنچه دربارهء حقيقت عقليّه و صفات آن مذكور شد ، به قياس و مقابله حقيقت جهل و صفات آن نيز معلوم گردد .
پيش از اين در مقام دوم مذكور شد كه حقيقت جهل كلّ ، مقابل عقل كلّ ، عبارت است از وهم كلّ كه وهم عالم كبير است و بالذّات مايل به شرّ و كذب و اغلوطه و فساد است ، و اوهام جزئيّه در عوالم نازله ، نازلهء آن حقيقت باطله است .
و شايد فرمودهء رسول اكرم - صلى اللّه عليه و آله و سلم - :
« إنّ الشَّيْطانَ يَجْرِي مَجْرَى الدَّمِ مِنِ ابْنِ آدَمَ »
« 1 » - چنانچه مشهور است - اشاره به احاطهء وهم كلّ به اوهام جزئيّه باشد يا اشاره به اوهام جزئيّه - كه نتايج و مظاهر ابليس بزرگ است - باشد .
در بيان صفات جهل
و در اين حديث شريف اوصاف چند ، به اشاره و صراحت براى جهل بيان فرموده :
[ صفت ] اول آن كه اين حقيقت جهليّه ، پس از حقيقت عقل ، مخلوق شده است ، با تراخى كه از كلمهء
« ثُمَّ »
استفاده شود . و اين شايد اشاره به آن باشد كه اين
هامش
( 1 ) - به درستى كه شيطان ، مانند خون در تن فرزند آدم جريان پيدا مىكند .
( عوالي اللّآلي ، ج 4 ، ص 113 ، ح 175 ؛ موسوعة أطراف الحديث النَّبوي الشريف ، ج 3 ، ص 95 - 94 ) .