نگرديده ، و در اين باب ، در قرآن شريف آيات بسيارى است « 1 » كه با مقايسهء حال خود با آن آيات و تطبيق آن آيات با صفات خود ، به خوبى حال ما معلوم خواهد شد .
و اما خاصيت سوم كه مىفرمايد :
« وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ »
. حقيقت توكل واگذار كردن جميع امور است به وكيل و اعتماد نمودن به وكالت اوست ، و صرف نظر نمودن از ديگران است ، و چشم اميد از ديگران بستن است . و آن مبتنى بر چهار امر است كه اركان توكُّل است :
اول ، علم به آن كه وكيل حاجت انسان را مىداند .
دوم ، علم به آن كه قدرت به قضاى حاجت دارد .
سوم ، علم به آن كه رحمت و شفقت به موكّل دارد .
چهارم ، آن كه بخل از ساحت او دور است .
اكنون مراجعه به حال خود كنيم ، اين چهار علم از براى ما حاصل است نسبت به ذات مقدّس حق تعالى ، همه او را عالم به ذرّات كائنات مىدانيم ؛ علم او را محيط به تمام موجودات مىدانيم ، و قدرت كاملهء او را نافذ در أرَضين و سموات مىدانيم ، و رحمت عامهء شامله او را به همهء موجودات مىدانيم و او را مبرّى از همهء نقايص - كه بخل نيز از آنها است - مىدانيم ، با اين كه علماً اركان توكل براى ما حاصل است و شك در هيچ يك از اين امور اربعه نداريم ، با اين وصف ، آثارى از توكل در ما نيست .
اعتماد ما به مردم و چشم اميد ما به خلايق بيشتر است از خالق . حاجات
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به آيات : 4 - 2 سورهء أنفال ، 11 - 1 سورهء مؤمنون ، 165 سورهء بقره و 43 - 36 سورهء شورى و ساير آياتى كه در توصيف اهل ايمان وارد شده است .