عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرَفَتِكَ »
« 1 » داده :
آن جا كه عقاب پَر بريزد * از پشّهء لاغرى چه خيزد « 2 »
پس اين خاصيتى كه از علائم مؤمن است در ما يافت نشد .
و همين طور خاصيّت ديگر كه عبارت از زياد شدن ايمان است از تلاوت آيات شريفه . اين همه آيات تدوينيّه و تكوينيّه ، بر ما خوانده مىشود و ارائه داده مىشود ، عوض آن كه بر ايمان ما افزايش حاصل آيد ، بر احتجاب ما مىافزايد .
در ايام عمر ، چقدرها قرآن شريف - كه بزرگترين آيات الهيّه است - ما خود مىخوانيم و از ديگران استماع مىكنيم و نور ايمان در قلب ما پيدا نشده ، و تذكّر و تنبّهى از آن آيات براى ما حاصل نيامده .
اكنون درست تفكر كن ! ببين صدر يا ذيل اين آيهء شريفه كه آيهء چهل و [ چهارم ] « 3 » از سورهء مباركه فُصِّلت است با ما تطبيق مىكند ؟ مىفرمايد :
« قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ » .
« 4 »
كجاست آن هدايت و شفاى امراض باطنى كه براى مؤمنين از قرآن شريف حاصل مىشود ؟ ! چه شده است كه در گوش ما اين آيات شريفه فرو نمىرود و براى ما خود ، حجاب فوق حجاب مىشود ؟ ! اين نيست جز آن كه نور ايمان در قلب ما نازل نشده ، و علوم ما به همان حدّ علمى باقى مانده و به لوح قلب وارد
هامش
( 1 ) - تو را آن گونه كه بايد عبادت نكرديم ، و آن گونه كه شايد نشناختيم . ( بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 23 ، ح 1 ) .
( 2 ) - امثال و حكم ، على اكبر دهخدا ، ج 2 ، ص 579 . ( بدون ذكرى از نام شاعر ) .
( 3 ) - در نسخه اصل : « ششم » ضبط شده است . رجوع كنيد به مقدّمه .
( 4 ) - بگو : اين قرآن براى آنان كه ايمان آوردهاند ، هدايت و درمان است ، و آنهايى كه ايمان نياوردهاند ، گوشهايشان سنگين و چشمهايشان كور است ، چنانند كه گويى آنها را از جايى دور ندا مىدهند .