صور مُلكيّه تابع وحدت صور ملكوتيّهء غيبيّه است ، چنانچه در محل خود مقرّر است « 1 » ، و حصول وحدت تامّهء صور ملكيّه به فناى آنها در باطن ملكوت است ، كه از آن تعبير به قيامت صغرا شود « 2 » .
و از براى هر يك از اوضاع و اذكار به طور تفصيل اسرارى است كه ما پس از اين - ان شاء اللَّه - به قدر ميسور و مقتضى بيان بعضى از آن را خواهيم نمود .
سرّ اجمالى نماز اهل معرفت
و در اين مقام به سرّ اجمالى نماز اهل معرفت و اهل اللَّه قناعت مىكنيم ؛ و آن عبارت از حصول معراج حقيقى و قرب معنوى و وصول به مقام فناى ذاتى است كه در اوضاعْ به سجدهء ثانيه ، كه فناى از فنا است ، و در اذكار به
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
كه مخاطبهء حضوريه است ، حاصل شود ؛ چنانچه برداشتن سر از سجده تا سلام ، كه علامت ملاقات حضّار و مراجعت از سفر است ، رجوع به كثرت است ولى با سلامت از حجب كثرات و بقاى به حقّ ؛ و در اذكار
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
رجوع به خود و حصول صحو بعدالمحو است ؛ و با اتمام ركعت ، كه حقيقت صلوات است ، سفر تمام مىشود .
و ببايد دانست كه اصل صلوات يك ركعت است ، و بقيهء ركعات ، از فرائض و نوافل ، براى اتمام همان يك ركعت است چنانچه در حديث شريف وارد است :
رَوَى الشَّيْخُ العامِليُّ رَحِمَهُ اللَّه في الْوَسائِلِ ، عَنْ عُيُونِ الأَخْبارِ وَالْعِلَلِ ، بِإِسْنادِهِ عَنِ الرِّضا عَلَيْهِ السَّلامُ ، قالَ : « إِنَّما جُعِلَ أَصْلُ الصَّلاةِ رَكْعَتَيْنِ وَزيدَ عَلى بَعْضِها رَكْعَةٌ وَعَلى بَعْضِها رَكْعَتانِ وَلَمْ يُزَدْ عَلى بَعْضِها شَيءٌ ، لأَنَّ اصْلَ الصَّلاةِ انَّما هِيَ رَكْعَةٌ
هامش
( 1 ) - ر . ك : شرح فصوص الحكم ، قيصرى ، ص 16 .
( 2 ) - ر . ك : شرح فصوص الحكم ، قيصرى ، ص 103 .