حظّى است و از براى صدر حظّى است ، از براى ملك بدن نيز حظّى است كه عبارت است از همين مناسك . پس ، روزه ثناى حقّ به صمديت و ظهور ثناى او به قدّوسيت و سبّوحيت است ؛ چنانچه نماز كه مقام احديت جمعيه و جمعيت احديه دارد ثناى ذات مقدّس است به جميع اسماء و صفات » انتهى ما افادَ دام ظلُّه .
[ مانع شدن انكار مقامات از ترقيات روحى ]
پس ، از بيانات سابقه معلوم شد كه آنچه پيش بعض اهل تصوّف معروف است « 1 » كه نماز وسيلهء معراج وصول سالك است و پس از وصولْ سالك مستغنى از رسوم گردد ، امر باطل بىاصلى و خيال خام بىمغزى است كه با مسلك اهل اللَّه و اصحاب قلوب مخالف است و از جهل به مقامات اهل معرفت و كمالات اولياء صادر شده ، نعوذ باللَّه منه .
فصل سوم در بيان سرّ اجمالى نماز
چنانچه واضح است ، نماز مركّب است به حسب صورت مُلكى آن ، از اوضاع و هيئات و اذكار و قرائت و ادعيه ؛ گرچه به حسب حقيقت و صورت ملكوتيه ، داراى وحدت و بساطت است ؛ و هرچه به افق كمال نزديكتر شود وحدتش كاملتر شود ، تا منتهى به غايت كمال شود كه حصول قيامت كبراى آن است « 2 » . و پس از اين ، اشارهاى به اين مطلب مىنماييم « 3 » - ان شاء اللَّه - و وحدت
هامش
( 1 ) - ر . ك : بيان السعادة ، ج 2 ، ص 406 .
( 2 ) - ر . ك : شرح فصوص الحكم ، قيصرى ، ص 130 - 131 .
( 3 ) - ر . ك : صفحه 22 و 118 .