ميان آمد ، پردهء اسماء و اوصاف آويخته مىگردد : « لايدركه بُعد الهمم ولا يناله غوص الفطن » « 1 » . اوصاف الهى گرچه اكتناهپذير نيست ، ولى تعيّنپذير است ؛ ولى ذات حق هويتِ مطلقهء لاتعيّنِ صرف است ، نه وجود « به شرط لا » ؛ همان طورى كه حضرت امام ( ره ) در شرح دعاى سحر به آن اشاره كردهاند « 2 » .
و اساس نماز بر « تسبيح » و « تنزيه » ذات حق شروع مىشود ، و به آن نيز ختم مىگردد ؛ زيرا گذشته از تسبيحهاى فراوان كه در ركوع و سجود و ركعتهاى سوم و چهارم ، ادا مىشود ، بيشترين ذكرى كه به عنوان افتتاح و به عنوان مقارن و همراه ، و سپس به عنوان تعقيب نماز ، گفته مىشود همانا « تكبير » است . و « تكبير » گرچه نشانهء « جمال » حق است ، ولى « جلال » الهى در آن مستتر است ؛ زيرا خود « تكبير » عين « تنزيه » است ؛ چون معناى « اللَّه اكبر » اين نيست كه خداوند بزرگتر از اشياء ديگر است ، بلكه معنايش اين است كه خداوند بزرگتر از توصيف است ، گرچه به وصف كبريايى مطلق باشد . و اين بزرگداشت از « توصيف » همان تنزيهى است كه از آيهء
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ
« 3 » استفاده مىشود . و چون از اذان و اقامه و تكبيرهاى هفتگانهء افتتاحى گرفته تا تكبيرهاى سه گانهء تعقيب نماز خداوند تنزيه مىشود ، لذا نماز به نوبهء خود « تسبيح » خواهد بود ؛ و از اين جهت از آيهء
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ
« 4 » و آيهء
فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ
« 5 » دستور به نماز
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة ، ص 39 ، خطبه اول .
( 2 ) - شرح دعاء السحر ، ص 126 .
( 3 ) - الصافّات ( 37 ) : 180 .
( 4 ) - آل عمران ( 3 ) : 41 .
( 5 ) - الروم ( 30 ) : 17 .