مىشود « حكم اولى » نام دارد .
ب ) حالت دوم « عنوان » در صورتى كه براى وى وصف و حالت جديدى مثل اضطرار ، اكراه ، حرج ، ضرر ، فساد و . . . حاصل شود كه در آن صورت حكم آن « ثانوى » ناميده مىشود . مثلًا خوردن گوشت مردار به عنوان اوّلى حرام است ولى اگر شخصى در حالت اضطرار قرار گرفت خوردن آن جايز است .
( اصطلاحات الاصول ، تأليف آيتالله على مشكينى ، ص 124 )
24 - « ملىگرايى »
تمايلات ملى به طور مطلق مطرود و نادرست نيست ، بلكه آن نوع گرايشات ناسيوناليستى كه باعث جدا ساختن نژادها و مليتها از يكديگر و ايجاد تفرقه و چند دستگى است مطرود مىباشد ، بديهى است كه اگر مليگرايى در حد يك احساس سادهء دوستى نسبت به آب و خاك و وطن و ملت خلاصه شود و به صورت يك بت مورد پرستش واقع نشود و همهء حقايق الهى فداى آن نگردد ، چيز مذمومى نخواهد بود ولى اگر بنا باشد اين احساسات جايگزين حقايق و ارزشهاى انسانى و اسلامى شده و به عنوان يك ارزش و الا مورد توجه و عنايت مفرط قرار گيرد و به صورت يك مكتب و مسلك درآيد ، جز گمراهى و شرك و فساد به بار نخواهد آورد و اسلام با چنين گرايشاتى بشدت مبارزه مىكند .
( خدمات متقابل ايران و اسلام ) استاد شهيد مرتضى مطهرى - رحمْالله عليه - در اينباره مىنويسد : « ناسيوناليسم آنگاه عقلًا محكوم است كه جنبهء منفى به خود مىگيرد يعنى افراد را تحت عنوان مليتهاى مختلف از يكديگر جدا مىكند ، روابط خصمانهاى ميان آنها به وجود مىآورد و حقوق واقعى ديگران را ناديده مىگيرد . . . » حضرت امام - سلامالله عليه - مكرر خطر مليگرايى و گرايشات ناسيوناليستى را گوشزد نموده ، آن را عامل تفرقه و جدايى بين ملتها و سدى براى پيشرفت اسلام معرفى كردهاند : « . . . با دست حكومتهاى فاسد اين نژادپرستيها و گروهپرستيها در بين مسلمين رشد كرده عربها را در مقابل عجمها ، عجمها را در مقابل عربها و تركها ، و تركها را در مقابل ديگران قرار دادند و همهء نژادها را در مقابل هم . اينكه من مكرر عرض مىكنم اين مليگرايى اساس بدبختى مسلمين است براى اين است كه اين مليگرايى ملت ايران را در مقابل ساير ملتهاى مسلمين قرار مىدهد و ملت عراق را در مقابل ديگران و ملت كذا در مقابل كذا ، اينها نقشههايى است كه مستكبرين كشيدند كه مسلمين با هم مجتمع نباشند . . . » .
25 - « حدود و تعزيرات »
حدود جمع حد و در لغت به معنى منع ، كنارهء فاصله بين دو چيز و انتهاى هر چيزى است . تعزيرات جمع تعزير و در لغت به معناى نكوهش كردن و ملامت كردن است . در تعريف اصطلاحى حد و تعزير ، محقق حلّى مىفرمايد : كلُّ مالَهُ عقوبْ مقدرْ يسمّى « حداً » وَ ما لَيْسَ كَذلِكَ يُسمّى تعزيراً .
حدّ : هرگاه در شرع مقدس براى تخلفى ، مجازات معينى قرار داده شده باشد آن را « حد » گويند مثل مجازات دزدى و آدمكشى . . . . تعزير : و هرگاه براى تخلفى مجازات معينى مشخص نشده باشد آن را « تعزير » مىگويند و تعيين مقدار آن بر عهدهء قاضى و حاكم شرع است .
( شرح لمعه ، شهيد ثانى ، كتاب الحدود و التعزيرات ) ( شرايع ، محقق حلى ، كتاب الحدود و التعزيرات )
26 - « يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مالَكُم اذا قيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فى سَبيلِالله اثَّاقَلْتُمْ الَى الارْضِ ارَضيتُمْ بِالْحَيوِ الدُّنْيا مِنَ الَّاخِرِ فَما مَتاعُ الْحَيوِ الدُّنْيا فِى الَّاخِرِ الّاضض قليلٌ » .
اى كسانى كه ايمان آوردهايد چرا هنگامى كه به شما گفته مىشود به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد بر زمين
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 461
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٦١