تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
شديد نسبت به مسئولين بالا باشد يا مرزبندى فقه سنتى و پويا و امثال آن . اگر طلاب و مدرسين حوزهء علميه با يكديگر هماهنگ نباشند ، نمىتوان پيش‌بينى نمود كه موفقيت از آن كيست و اگر بر فرض محال حاكميت فكرى از آن روحانىنماها و متحجرين گردد روحانيت انقلابى جواب خدا و مردم را چه مىدهد . ان شاء اللَّه در بين جامعهء مدرسين و طلاب انقلابى اختلافى نيست ، اگر باشد بر سر چيست ؟ بر سر اصول يا بر سر سليقه‌ها ؟ آيا مدرسين محترم كه ستون محكم انقلاب در حوزه‌هاى علميه بوده‌اند - نعوذ باللَّه - به اسلام و انقلاب و مردم پشت كرده‌اند ؟ مگر همانها نبودند كه در كوران مبارزه حكم به غير قانونى بودن سلطنت دادند ؟ مگر همانها نبودند كه وقتى يك روحانى به ظاهر در منصب مرجعيت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت ، او را به مردم معرفى كردند ؟ آيا مدرسين عزيز از جبهه و رزمندگان پشتيبانى ننمودند ؟ اگر خداى ناكرده اينها شكسته شوند چه نيرويى جاى آنان را خواهد گرفت ؟ و آيا ايادى استكبار ، روحانىنماهايى را كه تا حد مرجعيت تقويت نموده است ، فرد ديگرى را بر حوزه‌ها حاكم نمىكنند ؟ و يا آنها كه در توفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب نه غصهء مبارزه و نه غم جنگ و اداره كشور را خورده‌اند و نه از شهادت عزيزان متأثر شده‌اند و با خيالى راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‌اند مىتوانند در آينده پشتوانهء انقلاب اسلامى باشند ؟ راستى شكست هر جناحى از علما و طلاب انقلابى و روحانيون و روحانيت مبارز و جامعهء مدرسين ، پيروزى چه جناحى و چه جريانى را تضمين مىكند ؟ جناحى كه پيروز شود يقيناً روحانيت نيست و اگر آن جناح الزاماً به روحانيت رو آورد ، راستى به سراغ كدام قشر و تفكر از روحانيت مىرود ؟ خلاصه اختلاف به هر شكلى كوبنده است . وقتى نيروهاى مؤمن به انقلاب حتى به اسم فقه سنتى و فقه پويا به مرز جبهه‌بندى برسند ، آغاز باز شدن راه استفادهء دشمنان خواهد بود . جبهه‌بندى نهايتاً معارضه پيش مىآورد . هر جناح براى حذف و طرد طرف مقابل خود واژه و شعارى انتخاب مىكند ، يكى متهم به طرفدارى از سرمايه دارى و ديگرى متهم به التقاطى مىشود كه من براى حفظ اعتدال
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 287 | السيد الخميني