تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
مىخواهند تعريف كنند از حضرت امير ، تعريف مىكنند به چيزهايى كه بر خلاف واقع است و توهين به حضرت است . مثلًا ، مىگويند كه انگشترش را كه مىخواسته هديه بدهد به فقير ، قيمتش خراج شامات بوده است ! آن كسى كه لباسش آن است انگشتر مىپوشد كه قيمتش خراج باشد ؟ ! اين يك دروغى است كه اگر روايت هم داشته باشد ، دروغ است در صورتى كه ندارد . وقتى مىخواهند معرفى كنند حضرت امير را ، به اين جهات معرفى مىكنند ، به همين جهات [ دروغ ] . يا آنهايى كه عارف لفظى هستند - عرفان حقيقى كه كم است در دنيا - آنها هم وقتى كه مىخواهند از حضرت نقل كنند ، يك حرفهاى درويشى نقل مىكنند . آنى كه هست ، واقعيتش را كه نمىدانند و اين جهات ظاهرى هم كه حضرت داشته است براى جهالتهايى كه بوده است ، منحرف كردند از واقعيتش . خيال كردند تعريف حضرت امير به اين است كه انگشترش چقدر قيمت داشته باشد و - مثلًا - چه باشد ، يك زندگى عجيب و غريبى دارد حضرت امير . خلافت در آن وقت يك وضع خاصى داشته است ، خصوصاً ، آن خلفاى از معاويه به پايين ، يك سلطنتى بوده و در همان عصر كه معاويه آن بساط سلطنتى را راه انداخته بود ، حضرت امير مثل يك فعله مىرفت كار مىكرد ، مثل يك عمله مىرفت كار مىكرد و آب راه مىانداخت ، و بعد همان جا مىگفت اين آب صدقه است ؛ آب راه نمىانداخت براى خودش ، وضع زندگى اين بوده است . ما اگر بخواهيم از ايشان تقليد كنيم نمىتوانيم ، حقيقتاً ، نمىتوانيم تقليد كنيم ، قدرت اين معنا را ما نداريم . اما خود ايشان هم فرموده است كه « شما نمىتوانيد ، اما تقوا مىتوانيد داشته باشيد » مىتوانيم كه تقوا داشته باشيم ، مىتوانيم كه با خدا باشيم ، توجه به خداى تبارك و تعالى داشته باشيم .

اشتباه مخالفين در عدم شناخت ملت ايران

و به حمد اللَّه ملت ما امروز يك وضع خاصى دارد كه شايد در طول تاريخ نبوده است . در همان تاريخى كه ائمه - عليهم السلام - بودند ، خود رسول اللَّه بوده است ، حضرت امير بوده است ، مردم اختلاف داشتند . مردم ، همانهايى كه دور و بر خودشان بودند وقتى