تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
دنيا است از دستش گرفته است . اين حال اشخاصى است كه نور فطرت در آنها به كلى خاموش نشده است و اشخاصى هستند كه غرقاب دنيا آنها را از فكر اصلاح ، به دور نگهداشته و غرور دنيا سر تا پاى آنان را فرا گرفته است . من خود چنين اشخاصى را در اهل علم اصطلاحى ديده‌ام و اكنون بعض آنها در قيد حياتند و اديان را هيچ و پوچ مىدانند . پسرم ! توجه كن كه هيچ يك از ما نمىتواند مطمئن باشد كه به اين دام شيطانى نيفتد . عزيزم ! ادعيهء ائمهء معصومين را بخوان و ببين كه حسنات خود را سيئات مىدانند و خود را مستحق عذاب الهى مىدانند و بجز رحمت حق به چيزى نمىانديشند و اهل دنيا و آخوندهاى شكم‌پرور اين ادعيه را تأويل مىكنند ؛ چون حق - جل و علا - را نشناخته‌اند . پسرم ! مسأله بزرگتر از آن است كه ما تصور مىكنيم . آنان كه در پيشگاه عظمت حق تعالى از خود فانى شده‌اند و جز او چيزى نمىبينند در آن حال ، كلام و ذكر و فكرى نيست و خودى نيست ؛ اين ادعيه كريمه در حال صَحْو قبل از محو « 1 » يا بعد از محو « 2 » كه خود را در حضور حاضر مىبينند صادر شده است و دست ما و همه كس غير از اولياء خُلَّص از آن كوتاه است . پس سخن را از آن كه در خورِ مِثل منى نيست درهم پيچم و آنچه براى تو فرزندم ممكن است كه اميد است به فضل خدا و دستگيرى اولياى او - عليهم السلام - بدان برسى آغاز كنم و آن چيزى است كه در
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 3 » جميعاً حاصل است يعنى فطرت توحيد كه تمام انسانها بلكه تمام موجودات بر آن مفطورند و آنچه توجه به آن شود و دنبال آن هر كس رود چه در علوم و فضائل و فواضل و چه در معارف و امثال آنها و چه در شهوات و هواهاى نفسانى و چه در توجه به هر چيز و هر كس از قبيل بتهاى معابد و محبوبهاى دنيوى و اخروى ظاهرى و خيالى و معنوى و صورى ، چون حب به زن و فرزند و قبيله و سران دنيوى چون شاهان و اميران و سپهبدان يا اخروى چون علما و
هامش
( 1 ) - اشاره است به مقام هوشيارى عبد به منزلت عبوديّت پيش از آنكه فانى در حق تعالى شود ( 2 ) - اشاره است به مقام هوشيارى حاصل از بقاى به حق ، بعد از فانى شدن در او ( 3 ) - سوره روم ، آيهء 30 : فطرت إلهى كه مردم را بر آن آفريد .