تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
دارد ، منتها بسيارش در رمز است كه ما نمىتوانيم بفهميم و ادعيهء ائمه - عليهم السلام - يك وضع ديگرى دارد . به تعبير شيخ عارف و استاد ما ، ادعيه كتاب صاعد است . قرآن نازل ؛ « 1 » تعبير مىفرمود به اينكه قرآن كتاب نازل است كه از آنجا نزول كرده است و ادعيهء ائمه كتاب صاعد است ؛ همان قرآن است رو به بالا مىرود ، جواب اوست تقريباً . كسى بخواهد بفهمد كه مقامات ائمه چى است ، بايد رجوع كند به آثار آنها ؛ آثار آنها ادعيهء آنهاست . مهمش ادعيهء آنهاست و خطابه‌هايى كه مىخواندند ؛ مثل مناجات شعبانيه ، مثل نهج البلاغه ، مثل دعاى يوم العرفه و اينهايى كه انسان نمىداند كه چه بايد بگويد دربارهء آنها . در هر صورت ، ما عاجزيم از اينكه شكر اين نعمت را بجا بياوريم كه ما اهل يك مذهبى هستيم كه از اين دو منبع استفاده مىكنيم : از منبع وحى و از منبع ولايت . و ساير فرق اين منبع دوم را كم دارند و ما شكر اين نعمت را نمىتوانيم بجا بياوريم . و از خداى تبارك و تعالى مىخواهيم كه به ما توفيق بدهد كه بتوانيم شكر اين نعمت را بجاى بياوريم . و وقتى كه مفاد آيات شريفه را مىخوانيم يا سيرهء انبيا را ملاحظه مىكنيم ، مىبينيم كه آنها تمامشان يكى از كارهاى كه البته مقصد نبوده لكن مقدمه بوده ، اين بوده است كه عدالت را در دنيا ايجاد كنند . پيغمبر مىخواهد عدالت ايجاد كند تا بتواند آن مسائلى كه دارد كه آن مسائل ، انسان مىخواهد درست كند ، آن مسائل را طرح كند و از زمانى كه وحى براى پيغمبرها آمده است يكى از مسائلشان همين معنا بوده است كه معارضه مىكردند با كسانى كه ظلم داشتند ، ظالم بودند ، ستمگر بودند ، خونخوار بودند ، و هر كدام به يك صورتى با آنها معارضه مىكردند . و گمان نشود كه هيچ پيغمبرى تو خانه‌اش مىنشسته و فقط يا دعا مىخوانده يا احكام مىگفته . خير ، اين طور نيست ؛ احكام را مىگفتند ، دنبالش مىرفتند براى اجرا
هامش
( 1 ) - در اصل « صاعد » ذكر شده بود