تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
سوى كثرت آمده است ، اين قدر فرياد مىزند ؟ آيا توجه به كثرت موجب اين همه فرياد ايشان است ؟ آيا در آن ناله‌هاى شب و در آن چاهها ، كه ايشان ناله مىزده است و در آن مواردى كه ايشان با خداى تبارك و تعالى مناجات مىكرده است ، راجع به اين معنا بوده است ؟ راجع به اين بوده است كه خدايا ، مرا از جوار خودت برگرداندى به عالم كثرت ؛ و همان حرفى كه رسول اكرم - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - فرمودند ؛ از ايشان نقل شده است كه ليغان على قلبي و انِّى لَأَسْتَغْفرُ اللَّه في كلِّ يومٍ سبعينَ مرة . « 1 » اين « يغان على قلبى » ، يعنى همين طورى يك كدورت حاصل مىشده يا همين رجوع به كثرت كدورت بوده ؟ توجه به اين عالم طبيعت با اينكه در نظر آنها جلوهء خداست ، مع ذلك ، از آن جلوهء باطنى و از آن مرتبهء غير حضرت الوهيت ، آنها را واداشته است . از اين جهت ناله مىزدند . اين مسأله است كه ما نمىتوانيم ادراكش را بكنيم . ما خيال مىكنيم كه اين حرفهايى كه فلاسفه مىگويند ، اين حرفهايى كه عرفاى علمى مىگويند ، اين حرفهايى كه حكما مىگويند ، اينها نمونه‌اى از اين مسائل است ، نمونه‌اى از آن مسائلى است كه براى ولى اعظم ، ولى اللَّه اعظم و براى اولياى بزرگ خدا حاصل شده است . اينها همه مسائل علمى است ؛ مسأله عرفان علمى ، فلسفهء علمى و حكمت علمى . اينها علمى است ، غير آن معنايى است كه بايد باشد . يافتن ، مسئلهء ديگرى است و غرق شدن در آن مسائل مسئلهء بالاتر و محو شدن در همهء مسائل ، مرتبهء بالاتر و صعق « 2 » [ كه ] از برايشان حاصل مىشده است ، اين از بالاتر و رجوع از آنجا براى آنها مشكل بوده است ، دردناك بوده است . هيچ دردى بالاتر از اين نبوده است كه از آن مرتبهء غيب ، از آنجايى كه لقاى خداست ، بدون اينكه كسى در كار باشد ، بدون اينكه خودشان هم در كار باشند ، از آنجا وقتى برگشت مىكنند به اين عالم ، خوب اين خيلى سخت است برايشان . اين مسأله در همهء اولياى خدا بوده است ، از حضرت آدم تا رسول خدا . و اين يك مطلبى است كه ماها نمىتوانيم
هامش
( 1 ) - « كدورتى بر قلب من حاصل مىشود و من در هر روز هفتاد بار استغفار مىكنم . » مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 320 ، باب 22 ، ح 2 ( 2 ) - بيهوشى .