تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
انگيزه ، انگيزه‌اى است كه اگر در جوانهاى ما ملاحظه بفرماييد ، در عموم ملت ملاحظه بفرماييد ، البته استثنا دارد ، در همه جا استثنا هست ، در زمان رسول اللَّه هم استثنا بود ، هميشه اين استثناها هست ، اما وقتى كه وجههء عمومى مردم را در اين حركتهايى كه دارند ، در اين شور و شوقى كه دارند و رو به مرگ مىروند با شور و شوق ، از هر كدام بپرسيد كه تو چرا دارى مىروى به جبهه ، مىگويد : براى خدا ، براى اسلام ، براى خدا ، براى امر خداست . اما اگر فرض كنيد كه از يك سرباز روسى بپرسند كه تو براى جبهه مىروى چه بكنى ؟ او مىگويد : مىخواهم اين كشور را به دست بياورم ، مىخواهم قدرت خودم را توسعه بدهم . در عالم هميشه همين طور است . ما بايد فكر اين معنا باشيم كه ما تلخيها و شيرينيها داشتيم . اما تلخيهايى كه داشتيم براى اين است كه ، ما معارفمان ناقص است . شما ملاحظه كنيد كه بهترين خلق اللَّه در عصر خودش ، حضرت سيد الشهدا - سلام اللَّه عليه - و بهترين جوانان بنى هاشم و اصحاب او شهيد شدند و از اين دنيا رفتند با شهادت ، لكن وقتى كه در آن مجلس پليد يزيد صحبت مىشود ، حضرت زينب - سلام اللَّه عليها - قسم مىخورد كه ما رَايْنا الّا جَميلًا ؛ « 1 » رفتن يك انسان كامل ، شهادت يك انسان كامل در نظر اولياى خدا جميل است ، نه براى اينكه جنگ كرده و كشته شده ، براى اينكه جنگ براى خدا بوده است ، قيام براى خدا بوده است . اگر اين معنا را تزريق كنند اين ميهمانهاى ما ، اين ميهمانهاى عزيز ما در مملكتهايى كه مىروند به مردم بگويند كه جوانهاى ايران با انگيزه دارند خودشان را به جبهه مىرسانند و به شهادت ، و شهادت را فوز عظيم مىدانند . اين شهادت فوز عظيم دانستن نه از باب اينكه كشته شدن است ، خوب ، كشته شدن ، طرف ما هم كشته مىشود ، از باب اين است كه اين انگيزه براى اسلام است . وقتى انگيزه براى اسلام شد ، ديگر لذت دارد نه غم ، منتها ما چون ناقص هستيم و نرسيديم به آن مقامى كه بايد برسيم ، از اين جهت تلخى داريم . ما البته تلخيها داشتيم به حسب اين وضع روحىاى
هامش
( 1 ) - « ما جز زيبايى چيزى نديديم » .