اگر براى شيطان باشد ، اين ابليسى است و ارزشمند نيست . اين در همهء اعمال مردم است ؛ در همهء اعمال خصوصى انسان در اعمال اجتماعى ، سياسى ، انقلابى است .
انقلابات در دنيا زياد واقع شده است و يك حكومت رفته است ، حكومت ديگر آمده است ، يك رژيم رفته ، رژيم ديگر آمده است ، ولى انقلاباتى كه آمده است بايد ديد انگيزهء انقلاب چه بوده است و براى چه چيز انقلاب واقع شده و ثمرهء اين انقلاب چى هست و چه بوده . انقلاب فرانسه ، شوروى ، ساير انقلاباتى كه در عالم واقع شده است ، يك انقلاباتى بوده است و يك رژيمها تغيير كردند به رژيمى ديگر ، حكومت تغيير كرده به حكومت ديگر ، اما انگيزه انگيزهء مادى بوده است ، انگيزهء دنيايى بوده است .
آن وقتى كه روسيه قيام مىكند و رژيم سابق را از بين مىبرد ، انگيزهاش اين بوده است كه اين دنيا دست من باشد نه دست او . الان هم كه همهء رژيمهاى دنيا در سر كار هستند ، اينها اعمالشان اميال دنيايى است . يَاْكُلُونَ كَما تَاْكُلُ الْانْعامْ ؛ « 1 » مثل همان حيواناتى كه با هم جنگ مىكنند و يكى ديگرى را از بين مىبرد ، انگيزه يك انگيزهء طبيعى است ، يك انگيزهء دنيايى است . اين دنيا را او مىخواهد براى خودش حفظ كند ، آن هم مىخواهد براى خودش . قدرت را او براى خودش مىخواهد ، آن هم براى خودش مىخواهد . اما انگيزهء انبيا در انقلاباتشان ، در قيامشان دنيا نبوده است ، اگر دنيا را اصلاح كردند تبع بوده است ، انگيزه الهى بوده است ، براى خدا بوده و براى معارف الهى و براى بسط عدالت الهى در جامعه . آن انگيزه است كه اين انقلابات را از هم جدا مىكند .
حاكميت اسلام انگيزهء اصلى در انقلاب ايران
ما اين انقلابى كه كرديم و ملت ما كرد ، اين را به حسب آن طورى كه از اول نداى او بلند شد و الان هم اين ندا بلند است ، اين انقلاب براى اسلام بوده است نه براى كشور ، نه براى ملت ، نه براى به دست آوردن يك حكومت ؛ براى اينكه اسلام را از شرّ ابرقدرتها و جنايتكارهاى خارجى و از شرّ سليقههاى كج داخلى و داخل اسلامى نجات بدهد . اين
هامش
( 1 ) - مىخورند بدان گونه كه چهارپايان مىخورند .