تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
ما نيز اكنون به عرفان فطرى انسانها نظر مىاندازيم و گوييم : در فطرت و خلقت ، انسان امكان ندارد به غير كمال مطلق توجه كند و دل ببندد ، همهء جانها و دلها به سوى اويند و جز او نجويند و نخواهند جُست و ثناخوان اويند و ثناى ديگرى نتوانند كرد ، ثناى هر چيز ثناى اوست ، گرچه ثناگو تا در حجاب است گمان كند ثناى ديگرى مىگويد ، در تحليل عقلى كه خود حجابى است نيز چنين باشد . آنكه كمال - هر چه باشد - مىطلبد عشق به كمال مطلق دارد نه كمال ناقص . هر كمال ناقص محدود به عدم است و فطرتْ از عدمْ تنفّر دارد . طالب علم ، طلب علم مطلق مىكند و عشق به علم مطلق دارد و همچنين طالب قدرت و طالب هر كمال . به فطرت ، انسان عاشق كمال مطلق است و در كمالهاى ناقص آنچه مىخواهد كمالِ آن است نه نقص ، كه فطرت از آن مُنزجِر است ، و حجابهاى ظلمانى و نورانى است كه انسان را به اشتباه مىاندازد . شاعران و مديحه سرايان گمان مىكنند مدح فلان امير قدرتمند يا فلان فقيه دانشمند را مىكنند ، آنان مدح و ثناى قدرت و علم را مىكنند نه به طور محدود ، گرچه گمان كنند محدود است . و اين فطرت امكان تبديل و تغيير ندارد
لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ .
« 1 » و تا انسان در حجاب خود است و به خود سرگرم است و خَرْق حُجُب حتّى حُجُب نورى را نكرده ، فطرتش محجوب است و خروج از اين منزل علاوه بر مجاهدات ، محتاج به هدايت حق تعالى . در مناجات مبارك شعبانيّه مىخوانى : « الهى هَبْ لى كَمالَ الْانْقِطاعِ الَيْكَ وَ انِرْ ابْصارَ قُلُوبِنا بِضِياء نَظَرها الَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ ابْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ الى مَعْدِنِ الْعَظَمَة وَ تَصيرَ ارْواحُنا مَعلَّقة بِعزِّ قُدْسِكَ . الهى وَ اجْعَلْنى مِمَّنْ نادَيتَهُ فَاجابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَناجَيْتَه سِرّاً » . « 2 »
هامش
( 1 ) - سورهء روم ، آيهء 30 : « در آفرينش خدا تغييرى نيست و اين است آيين استوار حق » ( 2 ) - بارالها ، بريدگى كامل ( از متعلقات ) را براى توجه به خودت ارزانيم فرما ، و چشم دلهايمان را به فروغ نظر كردن به خودت روشن گردان تا ديدگان دل پرده‌هاى نور را دريده ، به معدن عظمت و جلال برسد و جانهايمان به عزّ قدس تو تعلق يابند . الها ، مرا در شمار آنان قرار ده كه صدايشان زدى پس پاسخت دادند و نيم نگاهى به آنان كردى پس در برابر جلال تو مدهوش شدند در نتيجه با آنان راز و نياز سرّى كردى . إقبال الأعمال : 687 .