چه سخنرانان قبل از خطبهها ، جهات مختلف اهميت آن را به ملت گوشزد نموده ؛ و خطرات ناشى از سوء جريان آن را كه به سرنوشت ملت و اسلام بستگى دارد با آنان در ميان گذارند . مجلس محلى است كه اكثريت قاطع مسائل مهم كشور بيواسطه يا با واسطه به آن وابسته است . هر چه به سر اين ملت مظلوم در طول زمان ، پس از مشروطيت تا دورهء آخر انتصابات ستمشاهى آمد ، به طور قاطع از مجلسهاى فاسد بود كه ملت در انتخاب نمايندگانش يا هيچ دخالت نداشت ، يا دخالت بسيار ناچيزى داشت . روحانيون را يكسره از دخالت بر كنار كردند ؛ و با توطئههاى موذيانه و تبليغات مسمومِ مُلهم از غرب ، كه توسط روشنفكران و غرب و شرقزدگان خائن يا نفهم صورت مىگرفت ، مجلس را در نظر روحانيون و متدينين به گونهاى ساخته بودند كه دخالت در انتخابات از معاصى بزرگ و اعانت به ظلم و كفر بود ! و روحانيت به كلى از صحنه خارج شد و به انزوا كشيده شد ؛ و دست قلدران و شرق و غربزدگان باز شد ؛ و كشور را به آنجا كشاندند كه ديديد و ديديم . مع الأسف امروز هم آن افكار پوسيده در نادرى از معممين بى خبر از دنيا ديده مىشود . در حالى كه اگر در هر شهرى و استانى چند نفر مؤثر افكار ، مثل مرحوم مدرس شهيد ، را داشتند ، مشروطه به طور مشروع و صحيح پيش مىرفت ، و قانون اساسى با متمم آن ، كه مرحوم حاج شيخ فضل اللَّه « 1 » در راه آن شهيد شد ، دستخوش افكار غربى و دستخوش تصرفاتى كه در آن شد نمىگرديد ، و اسلام عزيز و مسلمانان مظلوم ايران آن رنجهاى طاقت فرسا را نمىكشيدند . به دنبال خروج روحانيون ، يا به عبارت ديگر ، اخراج آنان از صحنه ، عموم متدينين ، از هر قشرى از اقشار ، چه فرهنگى ، چه كارگرى ، چه ادارى و بازارى و چه غير اينها ، نيز از دخالت كناره گرفتند يا بر كنارشان كردند ؛ و آن شد كه شد . اكنون ما بايد از آن توطئهها و مفاسدى كه از انزواى متدينين پيش آمد و سيلىاى كه اسلام و مسلمين خوردند عبرت بگيريم ؛ و بدانيم و بفهميم كه نظام اسلام و اجراى احكام آسمانى آن و مصالح ملت و كشور اسلامى و حفظ آن از دستبرد اجانب بستگى به
هامش
( 1 ) - شيخ فضل اللَّه نورى از روحانيون صدر مشروطيت ، كه به خاطر پافشارى بر جنبهء اسلاميت نهضت مشروطيت به شهادت رسيد .