نيست . « 1 » اين طور در مقابل ظلم ناراحت مىشدند . شما همه در محضر خدا هستيد ، هر جا باشيد . قلبهاى شما در محضر خداست ، بازوهاى شما ، چشمهاى شما ، همه چيز شما در محضر خداست و خدا حاضر است در همه جا .
الگو قرار دادن پيشوايان دين در رفتار با مردم
كوشش كنيد كه با بندگان خدا جورى رفتار كنيد كه امامان شما رفتار مىكردند ، پيغمبر شما رفتار مىكرد و ساير انبيا رفتار مىكردند . گمان نكنيد كه حالا فلان نخست وزير است ، فلان وزير كشور است ، فلان رئيس جمهور است ، - فلان رئيس مجلس است - فلان استاندار است ، فلان بخشدار است ، فرماندار است ، گمان نكنيد كه اينها يك چيزى است . آن كه همه چيز است به دست آوردن رضاى خداست ، و آن به اين است كه رضاى مخلوق خدا را به دست بياوريد . با مردم كه شما سرو كار داريد اين مردم را بايد رضايشان را به دست بياوريد . همين مردم كوچه و بازار و كشاورزهاى بسيار عزيز و كارمندان و كسانى كه در كارخانهها زحمت مىكشند اينها هستند كه مايهء افتخار يك ملت و مايهء پيروزى يك ملت است . پيروزى را براى ما و شما اينها به دست آوردند و اينها ولى نعمت ما هستند . و ما بايد اين معنا را در قلبمان احساس كنيم كه با اين ولى نعمتهاى خودمان رفتارى بكنيم كه خدا از آن رفتار راضى باشد . گمان نكند آن كسى كه فرماندار يك جايى است بايد به رعيت آنجا ، به مردم عادى آنجا ، به بازارى آنجا يك وقت خداى نخواسته يك بالاترى بفروشد ، آن طورى كه ساخت فرمانداران زمان سابق بود . فرق ما بين جمهورى اسلامى و شاهنشاهى اين است كه جمهورى اسلامى از مردم است و جمهورى اسلامى رهين همين مردم عادى كشور است ، و شاهنشاهى مىگفت نه ، من اين طور نيست كه به مردم كار داشته باشم ، ما خودمان بايد كارها را ، مردم بايد تحت سلطه ما باشند و با مردم آن طور مىكردند . با بندگان خدا رفتار خوب بكنيد و پيروزى از آنها به دست ما آمده است .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبه 27 ( خطبه جهاد )